توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / اقتصاد / دروغ‌های متراکم دیده‌بان‌های شفافیت و عدالت!

دروغ‌های متراکم دیده‌بان‌های شفافیت و عدالت!

احمد حسین شریفی

احمد حسین شریفی

جناب احمد توکلی که مدتی است با تأسیس سازمانی مردم‌ نهاد با عنوان «دیده‌بان شفافیت و عدالت» دروبین شفاف‌ سازی و عدالت‌ طلبی را بر چشمان خود زده است، با مشارکت معاون آموزشی‌شان جناب حسین رجائی در مطلبی با عنوان «ثروتمندان ناشناس، خطری برای زمامداران و روحانیون سرشناس!»، نکاتی درباره آیت‌الله مصباح نوشتند که نشان می‌دهد دیده‌بانان محترم این سازمان یا با دوربینی عوضی می‌بینند و یا اینکه اساساً چشمان سالمی پشت آن دوربین ندارند تا حقایق را ببیند.

این دو بزرگوار در نوشته خود ضمن توصیه همه علما و امراء به دوری از ثروتمندان(کلمه حقٍ) اراده‌ای سراسر باطل و دروغین و افتراهایی بزرگ بر علامه مصباح وارد کرده‌اند(یراد بها الباطل)

چنین نوشتند که آی مردم! کشفی تازه کرده‌ایم و آن اینکه حتی آیت‌الله مصباح هم با کسانی که ابهاماتی درباره فعالیت‌های اقتصادی‌شان مطرح است(!) دست در یک کاسه داشته‌اند! چرا که در دیده‌بانی خود دیدیم که غسال او یکی از کسانی بوده که ابهامات مالی در پرونده‌اش است! و جنازه ایشان هم در منزل چنان فردی غسل داده شده است!

در حالی که اولاً، غسال ایشان چنین فردی نبوده است؛ ثانیاً، بدن مطهر ایشان در منزل چنین فردی غسل داده نشده است؛ ثالثاً، آیت‌الله مصباح در طول عمرشان با چنین فردی ارتباط نداشته‌اند و بعید می‌دانم که حتی یکبار ایشان را دیده باشند. رابعاً، آیت‌الله مصباح اساساً دفتر و بیتی به معنای مصطلح نداشتند که وجوهاتی دریافت کنند یا چنین افرادی با قصدهای سوء بخواهند در آن نفوذ کنند و از ایشان سوء استفاده کنند؛ خامساً، زندگی شخصی آیت‌الله مصباح و فرزندانش که از زاهدانه‌ترین و کم‌مؤنه‌ترین زندگی‌های ممکن در این عصر بوده و هست؛ در مرأی و منظر همگان است؛ و سادساً‌، همه مسائل مالی مؤسسه امام خمینی(ره) نیز با شفاف‌ترین شکل ممکن، سالانه توسط مسؤولان ذی‌صلاح رسمی کشور بررسی می‌شده و می‌شود و در تمام این سال‌ها حتی یک ریال، تأکید می‌کنم حتی یک ریال، تخلف مالی در این مؤسسه وجود نداشته است.

حال سؤال ما از این دیده‌بانان محترم شفافیت و عدالت(!) این است که گمان نمی‌کنید یک جای کار ایراد پیدا کرده است؟ گمان نمی‌کنید که یا چشمانی که پشت آن دروبین‌های دیده‌بانی است کم‌سو و کج‌بین شده است و یا دوربین‌تان از کار افتاده و به جای آب، به شما سراب نشان می‌دهد؟ عزیزان من، شما نیت خوبی دارید، شعار قشنگی هم می‌دهید؛ سازمانی بسیار لازم و ضروری هم تأسیس کرده‌اید اما گویا توجه به الزامات و اقتضائات دیده‌بانی شفافیت و عدالت ندارید. و در نتیجه نه تنها از حق و عدل و شفافیت دیده‌بانی نمی‌کنید، که با دروغ‌ها و افتراهای متراکم خود، تیرگی بر تیرگی می‌افزایید: «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ» و خوف آن دارم که زمانی چشم باز ‌کنید و به کارنامه خود نگاه ‌کنید که متوجه ‌شوید نه تنها از دیده‌بانی‌تان هیچ حقیقتی آشکار نشده است که چنان حجاب‌هایی بر دیده و دلتان زده شده باشد که آشکارترین حقایق و نزدیک‌ترین مسائل را هم نبینید: «إِذا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَراها وَ مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»(نور،۴۰)

شما اگر حقیقتاً دنبال کشف حقیقت بودید که نیازی به رفتارهای کارآگاه پوآرویی نبود! خیلی راه آسانی داشت؛ با فرزندان آیت‌الله مصباح یا با مؤسسه امام خمینی(ره) یا با داماد مکرمشان جناب آیت‌الله محمدی عراقی تماس می‌گرفتید و حقیقت ماجرا را جویا می‌شدید و چنین در صف تروریست‌های فکر و فلسفه «عقبه تئوریک نظام»(علامه مصباح) قرار نمی‌گرفتید! دوستان عزیز باور کنید دوربین‌های دیده‌بانی‌تان ایراد دارد؛ فکری کنید، و الا دیر یا زود متوجه خواهید شد که این راهی که در پیش گرفته‌اید به ترکستان است. شک نکنید این راه، همان راهی است که خوارج نهروان و داعشی‌ها طی کرده‌اند. اما شما با قلمی روان و در ادبیاتی امروزین و با هاله‌ای از قداست و مردم‌فریبی آن را می‌پیمایید. خواهش می‌کنم قدری فکر و تأمل در روش و رویه خود داشته باشید.

ضمناً بنده اولین بار است که به واسطه نوشته شما نام رضا مطلبی کاشانی را می‌شنوم؛ اما در اینجا گفته‌اید که ایشان «ابهاماتی» در پرونده‌ مالی‌شان مطرح است. راستی این کدام عدالت‌طلبی است که به شما اجازه می‌دهد آبرو و حیثیت فردی را صرفاً به این دلیل که ابهاماتی درباره‌اش مطرح است،‌ به حراج بگذارید؟! این کدام مکتب اخلاقی و دینی است که به شما چنین حقی داده است؟ معیار شفافیت و عدالت‌تان چیست یا کیست؟! آیا همین که عنوان مقدس شفافیت و عدالت بر سازمان خود نهاده‌اید کافی است که با این الفاظ مقدس آبروی هر کسی را که نمی‌پسندید به صرف وجود ابهاماتی در پرونده مالی‌اش حراج کنید؟!

«ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی / کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است»

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.