توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / علوی بروجردی و سه تخلف از قاعده در آن واحد!

علوی بروجردی و سه تخلف از قاعده در آن واحد!


محمد رضایی

محمد رضایی

می گویند فلانی هم شبهه اعلمیت نداشت ولی رساله داد، فقط زورتان به آقای علوی بروجردی رسیده؟!
می گویند فلان مرجع هم مورد حمایت فلان جریان سیاسی بوده است، فقط به ایشان انتقاد دارید؟! رفتار آنها خلاف سیره سلف صالح نبوده است؟!

عزیزان! ما با کسی دشمنی نداریم! فدایی جناح خاصی هم نیستیم! حضرات آیات وحید خراسانی و شبیری زنجایی هم همفکر ما نیستند، آیا کسی می تواند به شبهه اعلمیتشان خدشه کند؟ آیا کسی به خود جرئت می دهد به ساحت مرجعیتشان تعرضی کند؟!

لطفا اندکی بدون تعصب به عرائضم توجه کنید:

آقای علوی بروجردی سه ویژگیِ خلاف قاعده را با هم دارند، هر کدام از این سه ویژگی اگر در کسی باشد، در حد خود قابل نقد است اما آنچه واکنش حوزویان را به همراه داشته، جمع شدن هر سه ویژگی با هم در یک نفر است. این است که میتواند مبدأ یک تحریف خطرناک باشد:

اولا ایشان زمانی اعلام مرجعیت کرده اند که هیچ اشاره ای در محافل تخصصی فقه و اصول به ایشان نیست. در درس خارج های مطرح و قوی حوزه، نامی از درس ایشان نیست.
این مسئله فرق می کند با اینکه بگوییم ایشان مجتهد نیست یا از لحاظ علمی ضعیف است. نه! ربطی ندارد! علمیت و اجتهاد مسئله ای است و اعلمیت و در تراز مرجع تقلید بودن، مسئله دیگری است! مرجعیت شبهه اعلمیت می خواهد نه صرف علمیت![۱]

ثانیا دفتر ایشان به صورت ابتدا به ساکن،[۲] در حال تبلیغ مرجعیت ایشان است. آن هم نه صرفا با نصب یک تابلو و چاپ یک رساله، بلکه با رفتار هایی نظیر دعوت از بانوان تیم ملی کاراته، دعوت از خبرنگاران و توزیع کارت هدیه بین آن ها. توزیع پول بین شرکت کنتدگان نشست اساتید و امثالهم.
مراسم “استقبال از مرجع عالیقدر…” هم در یکی از شهرستان ها در آستانه برگزاری بود که لغو آن، ناراحتی و بیانیه ایشان را در پی داشت.

ثالثا، یک جریان سیاسی خاص که از لحاظ صبغه مذهبی و اعتقادی اصلا پرونده جالبی ندارد، در حال تقویت و ضریب دادن به ایشان است.

سه تخلف از قاعده در آن واحد؛ خودتان انصاف دهید، اصلا سیره سلف صالح به کنار! این روش مرجع سازی، روشی منطقی و عقلایی است؟! به فرض که به افراد دیگری هم برخی انتقادات مذکور وارد بوده و مسامحتاً کسی با آن ها تقابل نکرده است، آیا منطقی است که اجازه بدهیم همه اشتباهات را با هم یک نفر انجام دهد و بنیانگذار یک مسیر اشتباه و خطرناک برای آیندگان شود؟!
به نظرتان اگر داریم انتقاد میکنیم، نگران جایگاه یک حزب و جریان سیاسی هستیم؟! نسبت به آینده حوزه مسئولیت نداریم؟!!

میماند یک مطلب؛ که آیا مرجعیت دینی، در حکومت دینی، آن هم وقتی چشم طمع جریان کفر و استکبار به آن حکومت دوخته شده است، و تجربه تاریخی می گوید از هیچ تلاشی برای نفوذ در نهاد دین دریغ نمی کنند، می تواند بدون قاعده و قانون و ممیزی، یله و رها باشد یا نه؟!
این خود مجالی واسع و پرداختی مستقل می طلبد لکن هر نتیجه ای که بگیریم، به بحث فوق خدشه ای وارد نمی کند.
و متن بالا مبتنی بر نتیجه این بحث نیست‌.


  • محمد رضایی
  1. لطفا به مقام معظم رهبری مثال نقض نیاورید! زمانی که مرجعیت ایشان مطرح شد، اولا بزرگانی مثل آیت الله هاشمی شاهرودی و آیت الله جوادی آملی، اشارات و تصریحاتی به اعلمیت ایشان داشتند، و ثانیا در ابتدا بسیار به ایشان اصرار شد و ایشان قبول نمی کردند و به دیگران رجوع می دادند.
    میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است!
  2. تبلیغ ابتدا به ساکن، فرق می کند با تبلیغی که دفاتر مراجع موجود می کنند. مرجعی که مرجعیتش از طریق رجوع فضلا و اهل خبره ثابت شده است، می تواند در راستای اطلاع رسانی به مقلدین خود، رساله توزیع کند و از عنوان “مرجع عالیقدر” استفاده کند. اگر چه برخی از مراجع استفاده از این عناوین را هم اجازه نمی دهند.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.