توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / جامعه / خاطره / کبابی

خاطره / کبابی


طلاب انقلابی

علی مهدیان

خیلی وقتها سرگرم کارهام که میشم ظهر نمیرسم برم خونه. برای نهار یه ساندویچ ارزون میخرم و یه گوشه ای میخورم. امروز بعد از ظهر دیدم نمیرسم برم ساندویچی یه کبابی نزدیک بود گفتم برم همونجا. همونطور که مشغول فکر به کارهام بودم. بی تفاوت گفتم آقا یه پرس کباب لطفا. طرف گفت چشم بفرمایید تا حاضر شه. یادم رفت قیمتها رو نگاه کنم. روم هم نمیشد برگردم ببینم چقدر میشه. گفتم بی خیال هر چی پولش بشه میدم. نشستم توی اون مغازه کوچیک با سه چهار تا میز. تر و تمیز ولی ساده.

موقع غذا خوردن دیدم آقای کبابی که یه مرد چهل و خورده ای ساله بود با ریش پرفسوری و تیپی عادی. رفت پیش میز مشتریهایی که ظاهرا غذاشون تموم شده بود چند تا جوون با تیپ امروزی. پرسید خوب بود؟ چسبید؟ گفتند عالی بود.

این رو که گفتند گفت من عادت ندارم توی کباب از این چرت و پرتها بکنم که بعضی میکنند. رفتم پیش قصابم که فلانیه میگه لااقل فلان گوشت رو بخر که ارزونتره. گفتم نه حاجی همون گوشت همیشگی خودم رو بده. بعد فاکتورهای خریدش رو آورد نشون جوونها داد. هر فاکتور با قبلی ده بیست هزارتومان فرق قیمتش بود.

گفت توی این بازار بلبشوی پر هرج و مرج من کلاه خودم رو میچسبم که مدیون کسی نشم. شاید کبابیم مشهور نباشه اما خیالم راحته.
بابا آخه طرف با یه عشقی میاد اینجا یه لقمه کباب دست زن و بچش بده من دلم نمیاد اون بچه کوچولو رو آشغال بدم بخوره . آخه خدا رو خوش نمیاد.

یه جوون گفت من از کوچیکی میامدم اینجا غذا میگرفتم. ظهرها از مدرسه یادته میومدیم سر راه یه نون باگت میخریدم یه کباب میگذاشتی لاش. اون موقع هم همینجور خوش مزه بود.

کبابی گفت. به خدا سالهاست پرایدم تبدیل به پژو نشده ولی دلم آرومه. نه فکر کنی پیغمبر زاده ام هزار گیر و گور دارم اما نمیخوام مدیون کسی باشم. خدا رحمت کنه بابام که داشت از دنیا میرفت بهم گفتم پسرم مغازه رو به ارث میبری ولی مراقب باش آخر کار تو هم همینه. مراقب باش مدیون کسی نباشی. میگفت پسرم من الان وقت مرگمه اما راحتم آرومم همین مهمه….

مزه ای که از شنیدن حرفهای ساده کبابی میچشیدم مزه کبابش رو از یادم برده بود. احساس میکردم چقدر بهتر از یک آخوند مثل من حرف میزنه. سخن از زندگی بود. زندگی که وسط این همه فشار داره با چنگ و دندون سالم و طاهر نگهش میداره….

این جماعت مدیران بی کفایت خواهند رفت. تحریمهای شیطان هم مثل همیشه بی نتیجه میمونه. چون مهم این دلهای پاک و گمنام و پراکنده بین مردمه که یکی دو تا هم نیست. من مطمئنم با این مردم همه سختیها رو آسون پشت سر میگذاریم.


  • علی مهدیان

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.