توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / جامعه / ساده زیستی یا زهد فروشی… مسئله این است

ساده زیستی یا زهد فروشی… مسئله این است


سید مهدی صدر الساداتی

سید مهدی صدر الساداتی

یکی از ویژگی های بارز آقای هاشمی، هوش سرشار و فن بیان او بود.
آقای هاشمی بعد از امام با آن ذکاوت مثال زدنی خود، کلمه ساده زیستی را به کار نبرد… در مقابل به شدت حمله کرد به ریاکارها و آنقدر پرهیز از زهدفروشی را زیبا جلوه داد که در ذهن همه و خود خانواده امام، زهد نفروختن به عنوان ارزش جایگزین ساده زیستی شد، در حالیکه خب محمد رضا شاه و تمام سلاطین هم زهد نمیفروختند و اصلا هنر نیست که زندگی مرفه خود را در چشم دیگران هم به نمایش بگذاری؟! مطابق با میل انسان هم هست! زحمت هم ندارد! تازه انگیزه هم پیدا میشود برای گرفتن پستهای بیشتر…
یادگار امام در همین مراسم موزه خانه آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی زهد فروش نبود و از امام هم خوشش می آمد چون فرش بیرون و درونی اش یکی بود (نمیگوید ساده بود)…
وقتی به نتیجه امام هم تذکر دادم چرا از برندهای میلیونی استفاده میکند، در پیجش نوشت: ما زهد فروشی نمیکنم، مثل مردمیم!
با یک کلید واژه زهدفروشی، به راحتی ساده زیستی نزد خیلی ها از اعتبار ساقط شد، بلکه هر کسی ساده زیست بود، باید ثابت میکرد داخل داخل خانه اش هم ساده است، جای دیگر ویلا هم ندارد اما هر کس جلوی مردم پول خرج میکرد، لااقل یک ارزش را دارا بود و اینکه زهدفروش نبود، مثل امام خمینی که ظاهر و باطنش یکی بود!
و کسی نبود که به اینها بفهماند که پس اساسا شاه و امام در این قضیه مثل هم بودند؟ چون هیچ کدام زهد فروش نبودند؟ و اساسا اگر قرار بود یک عده با ریش و تسبیح و توجیهات اسلامی نمایش ثروت بدهند که سابق دربار شاه بود… .
و زندگی های اشرافی علنی شد… و مسابقه درست شد برای مازراتی ها، ویلا ها، جشن های تولد میلیاردی، ببرهای خانگی…


  • سید مهدی صدر الساداتی

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.