توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / اصولگرای نااهل؛ اصلاح طلب نامحرم

اصولگرای نااهل؛ اصلاح طلب نامحرم


رحمت الله معظمی

رحمت الله معظمی

نااهل فردی است که اهلیت مسئول شدن در انقلاب را از ابتدا ندارد و یا این اهلیت را از دست داده است. یعنی واجد شایستگی های پایه و حتی حداقل های در دست داشتن قدرت در حکومت اسلامی نیست. البته فرد نااهل لزوما وابسته و مرتبط با دشمنان اسلام نیست و در غالب موارد حتی دلبسته به انقلاب نیز هست که همین امر موجب دشوار شدن تشخیص برای عموم جامعه میباشد؛ در واقع مهم ترین مشخصه های افراد نااهل بعد از ضعف ایمان، نداشتن روحیات انقلابی، قدرت طلبی و محافظه کاری است. نامحرم یعنی فردی که در اساس با انقلاب دشمن است و تقابل او با انقلاب نیاز به اثبات ندارد؛ و مهم ترین خصوصیت افراد نامحرم شهوت طلبی، دین گریزی و ضدیت با انقلاب است. لازم به تذکر است که در هر دو صورت، نتیجه و خروجی عملکرد هر دو نفر، دشمنی با انقلاب است که این دشمنی در مورد نامحرم به صورت دانسته و در قماش نااهلان، نادانسته می باشد.

از ابتدای انقلاب و حتی در دوران نهضت و با یک نگاه از جریانات مشروطه، مهم ترین جریان از حیث تاثیر بر اذهان عمومی، حوزویان بوده اند که البته از ابتدای انقلاب(پس از تقسیم حزب جمهوری اسلامی) مشخصا دو جریان جامعه روحانیت و جامعه روحانیون، بارز ترین جریانات موثر بر سیاست بوده اند. هم چنین بعد از دفاع مقدس، روحانیت و روحانیون به ترتیب در دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی امتداد پیدا کردند. یعنی جریان روحانیت و مولود آن یعنی اصولگرایی و جریان روحانیون و فرزند آن یعنی اصلاح طلبی بیش ترین تاثیر را بر سیاست ما داشته و افراد زیادی را در حلقه های مختلف مدیریت تزریق کرده اند.

جریانات محافظه کار و جهاد گریز قبل از انقلاب که عمدتا متربیان فضای نجف هستند، از ترس ورود در سیاست و هزینه دادن در راه حق، به کتاب، حجره، سجاده و اخلاق پناه برده و حتی فرزندان خود را دور از فضای واقعی جامعه و در مدارسی شبیه مدارس غیر انتفاعی فعلی پرورش دادند (که همین فرزندان نیز بدنه اصلی جریانات محافظه کار حوزوی را تشکیل می دهند!).

در واقع نا اهلان و نامحرمان به خصوص بعد از جنگ تحمیلی از دل جریان روحانیت و روحانیون به اصطلاح مبارز و موالید و تابعان آنها بر انقلاب تحمیل شده اند و شاید مقصود امام امت از نا اهل و نامحرم، همین دو جریان بوده که شرایط و اقتضائات مانع از تصریح بوده است.

یکی از راهبردهای نظام سلطه در جریان سازی و مهندسی قدرت در دولت ها و مدیریت ذهنیات سیاسی ملت ها القای دو قطبی های سیاسی و سرگرم کردن خواص و تاثیر گذاران آن ملت به برنامه های طراحی شده صهیونیسم می باشد و غلطیدن در این دام علاوه بر این که فضای سیاسی را تحت مدیریت نظام سلطه قرار می دهد، از ترویج و نهادینه شدن ارزشها، به عنوان معیار های تحلیل و فهم و نیز از تحلیل دار شدن مردم جلوگیری می کنند و دو جریان مذکور از این دست دو قطبی هاست.

اقدام بعدی این قماش ایجاد ساختار ها و عناوین جدیدی در فضای سیاسی خواهد بود و حضور جریان جدید محافظه کار، با شعار انقلابی گری و نقد کارآمدی دو جریان مذکور، از نشانه های شکل گیری جریان جدید نااهل، و احترامات لسانی به ارزش های انقلاب و نقد اپوزسیون خارجی از نشانه های نامحرمان جدید می باشد.


  • رحمت الله معظمی

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.