توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / میلاد ققنوس فرهنگ از دل آتش به اختیار

میلاد ققنوس فرهنگ از دل آتش به اختیار


طلاب انقلابی

احمد کریمی لیچائی

یکی از موضوعاتی که این روزها مورد توجه عموم است و بسیار مورد نقد و بررسی قرار گرفته است، فرمان آتش به اختیار امام خامنه ای در عرصه ی فرهنگ است.
درباره ی برداشت ها و نقدهای ناصواب عده ای که از روی ناآشنایی با منظومه ی فکری صادر کننده ی این فرمان یعنی رهبر فرزانه انقلاب، دچار سوء برداشت شده اند و تصوری هرج و مرج گونه از اوضاع بعد از صدور این فرمان دارند، توضیحات و تبیین های فراوانی از سوی صاحبان اندیشه و رهروان راه ولایت انجام شد که برای حقجویان مکفی ست. و بخش دیگری از بی انصافی ها هم که از روی دشمنی و کینه با این اندیشه ی پویا ست جواب مکفی گرفته اند.
اما روی صحبت این نگارش با عناصر فرهنگی و فعالان عرصه فرهنگ است که نه از باب تعیین تکلیف بلکه از موضع اعلام نظر و پیشنهاد، نکاتی را عرض خواهم کرد.
همانگونه که افسران عرصه نبرد فرهنگی انقلاب اسلامی استحضار دارند فرمان آتش به اختیار عملا نوعی اعلام شرایط اضطراری ست. این موضوع در فرمایشات رهبر انقلاب نیز کاملا روشن است، آنجا که امر آتش به اختیار را مربوط به شرایطی میدانند که تشکیلات مرکزی قادر به ساماندهی عرصه جهاد نیست و یا ارتباط با این تشکیلات قطع گردیده است. در چنین شرایطی فرمانده امر آتش به اختیار را صادر میکند تا نیروهایش با توجه به چهارچوب های موجود در میدان نبرد و شناخت جبهه خودی و دشمن و شناختی که از ساختار فکری و فرماندهی فرمانده خود دارند شرایط را سنجیده و برای انجام اقدامات لازم، خود تصمیم گرفته و اقدام کنند و در این باره منتظر دستور و فرمان نایستند.
سوالی که مطرح است این است که در چنین شرایطی، بهترین کاری که میتوان انجام داد چیست!؟

با توجه به تاکیدات فراوان رهبر انقلاب بر ایجاد ساختارهای تشکیلاتی در تمام عرصه ها و انجام کارها به صورت تشکیلاتی و با ساختار نظام مند و پیوسته، که بر آشنایان به منظومه فکری ایشان پوشیده نیست، میتوان یقین پیدا کرد که اداره ی میدان نبرد به صورت آتش به اختیار شرایط مطلوب این فرمانده نیست و امروز اگر به آن فرمان داده است، به دلیل ناکارامد بودن ساختار مدیریت عرصه فرهنگ و نبود عزم کافی در مدیران مربوطه برای بهبود اوضاع است.
آنچه به نظر نگارنده میرسد این است که افسران جوان جنگ نرم و مجاهدان عرصه فرهنگ در چنین شرایطی علاوه بر پیش بردن عرصه نبرد تحت فرمان آتش به اختیار و به صورت چریکی، لازم است بخشی از توان خود را برای ایجاد یک ساختار تشکیلاتی منسجم و کارامد جدید صرف کنند تا پس از پایان دوره ی آتش به اختیار یک تشکیلات منظم و منسجم ایجاد شده باشد که در شرایط سخت آتش به اختیار آبدیده گردیده و سرد و گرم مبارزه را چشیده و برای مدیریت عرصه فرهنگی به اندازه کافی چابک و توانا ست.
خلاصه مطلب آنکه شرایط آتش به اختیار که شرایطی اضطراری و موقت است، اگرچه از زیست تشکیلاتی و نظام مند بیرون است، اما فرصت مناسبی ست برای ایجاد تشکیلاتی توانا در عرصه فرهنگ که به سان ققنوسی از دل آتش به اختیار متولد گردد و از این شرایط سخت و طاقت سوز، بهترین بهره برده شود و زود باشد آن روز که پیام فرهنگ انقلاب اسلامی در زیر گستره ی بالهای تشکیلاتی توانا و منظومه ای منسجم، به قلوب تمام آزادی خواهان عالم برسد.


  • احمد کریمی لیچائی

یک دیدگاه

  1. فرمان آتش به اختیار خارج از زیست تشکیلاتی و نظام مند نیست، بلکه یک شرایط کاملا پیش بینی شده است که در نظام اجرایی لحاظ شده که اختصاص به شرایط خاص و غیر عادی دارد، فلذا برای آن شرایط غیر عادی، این فرمان آتش به اختیار مشخصا تدبیر شده است.

    بحث اینجاست که نباید آتش به اختیاری به عنوان یک حالت استمراری اتخاذ شود، بلکه باید در اولین فرصت شرایط را به حالت عادی برگرداند.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.