توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / سخنرانی آقای کریمی قدوسی پیرامون حکم ارتداد سلمان رشدی

سخنرانی آقای کریمی قدوسی پیرامون حکم ارتداد سلمان رشدی


سخنرانی کریمی قدوسی در بزرگداشت حکم ارتداد سلمان رشدی

موضوع: بزرگداشت حکم انقلابی حضرت امام (ره) مبنی بر ارتداد سلمان رشدی ملعون

زمان: جمعه ۲۹ اسفند ۹۵ – بعد از نماز مغرب و عشا

مکان: شهر مقدی قم – پردیسان – مسجد امام حسن عسکری علیه الاسلام

حضرت امام (ره) با صدور پیامی که مشهور شد به منشور روحانیت که در آن زمان بنده در خاطرم می باشد فضای کشور را تحت تاثیر قرار داد. رسالت پاسداری از انقلاب اسلامی را در آن روزها، ماه ها و سال های آخر عمرشان به خوبی اداره نمودند و راه استمرار انقلاب اسلامی برای رسیدن به اهداف الهی شان را و همچنین مسیری که انقلاب، انقلاب اسلامی از آن مسیر ضربه میخورد و از پای می افتد و سقوط می کند را امام در این پیام با صراحت و شفافیت هرچه تمام تر بیان فرمودند.

به بحث سلمان رشدی، امام به عنوان یک مصداق اشاره می کنند ولی مصادیق زیادی مورد توجه حضرت امام در این منشور وجود دارد.

سلمان رشدی یک مقطعی از تاریخ بوجود آمد و آن تیر از چله کمان امام رها شد و به تعبیر ولی امر مسلمین روزی هم این تیر به هدف اصابت خواهد کرد. ولی هشدار امام فراتر بحث سلمان رشدی است. توجه امام بیشتر به خطرات درونی نظام اسلامی است و امام، رمز انقلاب و پیروزی انقلاب را حوزه های علمیه بیان می فرمودند این امری است که برای ملت ما به یقین تبدیل شده بود. همزمان با این تحول عظیم، امام می فرمایند تردیدی نیست که حوزه های علمیه و علمای متعهد در طول تاریخ اسلام و تشیع مهمترین پایگاه محکم اسلام در برابر حملات و انحرافات و کژروی ها. امام نگران این هستند که از این ناحیه، انقلاب به سقوط کشیده شود. جوهر منشور روحانیت این است و امام در فصول مختلف و سطور گوناگون و صفحات این پیام آن را با آن قلم و آن بیان انقلابی بصورت شفاف بیان می کنند که هر زمان و هر مکان و هر کس پیام امام را مطاله کند نیاز به تعبیر و تحلیل کسی ندارد. خودش می فهمد منظور چیست؟ مصداق کیست؟ و چکار باید کرد و اگر این اقدام را نکنیم چه بر سر ما می آید. این از ویژگی های جایگاه و امامت است که امت خود را با صراحت در لفظ و شجاعت در بیان و تحلیل و تبیین و اغناء عمومی هدایت می کند. آنقدر که اسلام از مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگری ضربه نخورده است. امام که در خصوص جرثومه فساد عالم آمریکا می فرماید: خطر آمریکا آنقدر جدی است که اگر کوچک ترین غفلتی بکنیم نابود می شویم. در مورد سیلی خوردن انقلاب اسلامی ا این قشر امام: ضربه این کارآمدتر از دیگر دشمنان انقلاب است. بعد حجت امام چیست: که می فرماید از ناحیه روحانی نماها اسلام ضربه می خورد می فرماید: نمونه بارز آن مظلومیت و قربت امیرالمومنین علی (ع) است که در تاریخ روشن است. بگذارم و بگذرم و ضائقه ها را بیش از این تلخ نکنم. در این کلمات و جملات امام می فرمایند: همان مظلومیتی که به امیرالمومنین علی (ع) و اسلام تحمیل شد امروز خطرش بیخ گوش شما، ما و نسل های آینده است. خطر انحراف و مهمترین پایگاه برای مقابله با انحراف، حوزه های علمیه ی تشیع، علما، فقها، طلاب انقلابی، اساتید و مدرسین است. مردم هیچ پناهی جز حوزه های علمیه ندارند. این بخشی از مظلومیت و قربت حضرت علی (ع) است که این ایام ایامی است که سیلی انحراف به اسلام و به مسلمین باید گفت. اسلام که سیلی نمی خورد. این مسلمانان و بشرند که سیلی می خورند. اینجا در این خطبه حضرت علی (ع) که برای این شب هاست، برای غربت فاطمه زهراست. شان نزولش هم کلام امام است و بحث بنده هم روی موضوع انحراف در انقلاب اسلامی. در این پیام، پیام شجره طیبه و منشور روحانیت است. در خطبه ۲۷ امیرمومنان اینگونه می فرمایند: خدایا، برای پیروزی بر قریش و یارانش از تو کمک می خواهم که پیوند خویشاوندی مرا بریدند و کار مرا دگرگون کردند و همگی برای مبارزه با من در حقی که از همه آنان سزاوارترم متحد گردیدند و گفتند حق را اگر توانی بگیر، اگر تو را از حق محروم دارند یا با غم و اندوه صبر کن یا با حسرت بمیر. ( به قول خودمان در اصطلاح بومی اگر جرات داری بیا جلو، اگر توان داری بیا بگیر، بهتان نمی دهیم.)

حضرت می گویند: با من اینگونه صحبت می کنند. به اطرافم نگریستم دیدم نه یاوری دارم نه کسی از من دفاع می کند جز خانواده ام. که مایل نبودم جانشان به خطر بیفتد. خانواده حضرت چند نفرند؟ کسی که تنها می تواند دفاع بکند یک نفر میباشد. فاطمه زهرا (س)، مابقی فرزندان ایشان که زیر ده سالند.

و آن را هم حضرت می فرماید: مایل نیستم که جانش به خطر بیفتد. هیچکس را ندارم تنهایم این نتیجه ی انحراف است. این ضربه انحراف است.

پس خار در چشم فرو رفته دیده بر هم نهادم و با گلویی که استخوان در آن گیر کرده بود جام تلخ را جرعه جرعه نوشیدم و در فرو خوردن خشم در امری که تلخ تر از گیاه انگزه و درناک تر از فرو رفتن شمشیر در دل بود شکیبایی کردم.

امام فریادشان در منشور روحانیت بلند است که مواظب انحراف باشیدامام فریادشان در پیام منشور روحانیت بلند است که مواظب انحراف باشید و انحراف اگر پیش آید کسی جز حوزه های علمیه نمی تواند مقابل آن بایستد چون اینجا آن چشمه زلال اسلام ناب است. اینجاست که باید در مقابل روحانی نماها ایستاد که امام در پیامشان خوب این مسائل را تفسیر، توجیه و تحلیل و تبیین می کند.

این خصوصیاتی که از حوزه علمیه تشیع بخصوص در مرکزیت قم این عظمت را ساخته امام اینگونه تفسیر می کند خصوصیات بزرگی چون قناعت، شجاعت، صبر، زهد، طلب علم، عدم وابستگی به قدرت ها و مهمتر از همه احساس مسئولیت در برابر توده ها، روحانیت را زنده و پایدار و محبوب ساخته. شما پشتوانه توده هایید.

روز سختی، ملت به شماها پناه می آورند. فریاد شما، خطبه های شما، سخنرانی های هاشمی نژادها، بهشتی ها، مطهری ها این امت را هدایت می کرد و اگر الان ۴۰ سال گذشته و انقلاب همچنان توفنده پیش می رود برای اینکه حوزه ها همچنان انقلابی است و امام از همین امر نگران است و امروز هم مقام معظم رهبری نگران هستند از تداوم انقلابی بودن حوزه ها. چرا؟ چون خودشان هم می فرمایند کسانی را می فرستند الان که ما هم همان زمان اول انقلاب کسانی را می شناختیم زمانی که در سپاه بودیم سپاه را ترک کرده  و می گفتند می خواهیم طلبه بشویم.

از بچه های سازمان مجاهدین انقلاب بود. همان جا که گفتیم این ها می روند برای بیست، سی سال دیگر که بعد دیدیم همین مجمع مدرسین که در قم تشکیل شد از همین عناصر بود. امروز هم مقام معظم رهبری می فرمایند: همین امروز دارند برای حوزه این کارها را می کنند، آن ها را می آورند و آن ها را در سطوح عالی رشد می دهند که البته کار سختی است ولی این کار را می کنند چرا که اینجا منشا و مرکز است. یک کیس و بسته ای از نفوذ در حوزه و روحانیت را یکی دوماه قبل در کمیسیون امنیت ملی اطلاعات سپاه تشریح کردند، نشان می دهد. امام هم می فرمایند: که چه نقشه های شومی دارند. یکی از راه وصلت آمده و به کسی نزدیک می شود

امام روی قصه نفوذ در حوزه و روحانیت خیلی توجه دارنددر همه مراکز فرهنگی و سیاسی او را می برند. در همه جریانات غرب غوطه ورش می دهند.

یک آن می بینند در لندن لباس روحانیت پوشید، عمامه سادات به سر. شروع کرد به بحث تفسیر آیات و روایات و سخنرانی از آنجا به نجف رفت و شروع کرد به ارتباط گیری با بیوت برخی مراجع و از بعضی از آن ها حکم اجتهاد گرفت.

سازمان جاسوسی انگلیس کرسی فقه دارد تدریس می کنند و از هرجا بتوانند اطلاعات جمع کنند. در حوزه ی فقه و فقهات که اول که آقای روحانی آمده بنده در نطقم عرض کردم ( که در فضای مجازی هم هست) شما برای گرفتن دکترا به لندن می روید در دانشگاه بیرمنگام سپس از آنجا برای تز دکترایتان انگلیسی ها گفتند بروید در حوزه تعطیلی احکام اولیه در اسلام تحقیق کنید و از آن در دانشگاه دفاع کنید.

جایگاه چنین رساله هایی در قم و نجف می باشد نه آنجا. چرا اینکار را کردید؟ و چرا آن را منتشر نکردید باید آن را منتشر کنید. فقط موقعی که ایشان رئیس جمهور شد ( منبع: تحقیق و مطالعه بنده در فضای مجازی) همچنین رئیس آن دانشگاه گفته: ایشان دانشجوی ما بود و پایان نامه دکترایش این موضوع بوده.

این فرد به نجف می رود و از بعضی بیوت مجوز اجتهاد می گیرد. به ایران آمده و منبرها می گذارد.

که اتفاقا سال گذشته در انتخاب مجلس خبرگان رهبری ثبت نام می کند که وارد شود که در اینجا طاقت ها طاق می شود و دستگیرش می کنند.

و امام روی قصه نفوذ در حوزه و روحانیت خیلی توجه دارند. همان خطری که ولی امر مسلمین در ماه های اخیر به خصوص با آمدن این دولت روی قصه نفوذ که تعبیر مقابلش را به جهاد کبیر کردند، مفصل توضیح داده است.

و باز هم امام ریشه سلمان رشدی را همین گونه مطرح می کند. اصلا امام، امثال او و کسانی را که دستگیر می شوند، از آنجا آموزه های فقه و دین را می آموزند و عمامه روی سر می گذارند و لباس می پوشند و هر کجا می روند مورد حمایت قرار می گیرند، ایشان می فرمایند مسئله کتاب آیات شیطانی کار حساب شده ای برای زدن ریشه دین و دینداری و در راس آن اسلام و روحانیت است. آیات شیطانی را زدند. سلمان رشدی را آوردند که تیشه به ریشه روحانیت و حوزه های علمیه بزند.

مبانی فقاهت را زیر سوال ببرند. اگر جام خواران می توانستند ریشه و نام روحانیت را می سوختند ولی خداوند همواره نگهبان و حافظ این مشعل مقدس است و ان شاءالله از این پس خواهد بود به شرط آنکه حیله، مکر و فریب جهان خواران را بشناسیم. اوایل انقلاب، اساتید یادشان است که در دولت موقت، حسن نظیف یکی از وزرای دولت بازرگان بود تنها یک جمله را بیان کرد، اینکه: احکام اسلام برای این زمان قابل اجرا نیست، نمی شود پیاده کرد.)

شهید بهشتی به میدان آمد. بلا استثناء تمام علمای بلاد اسلام با چه اقتدار و روحیه ای، کل ملت را بسیج کردند. مثل همان داستان سلمان رشدی که امام برخورد کرد. شهیدبهشتی همان طور آغاز قضیه بود. روزهای اول یک جریان منحط غرب گرا تلاش کرد تا امروز همه امور کشور را بدست بگیرد.

امام فرمود: ما از شر شاه راحت شدیم ولی از شر وسوسه های او و غرب به این سادگی و به این زودی راحت نمی شویم.

به شرط اینکه مارهای خوش خط و خال را طلبه های جوان بشناسند. این ها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله اند. آیا نباید در برابر این افعی ها اتحاد طلاب عزیز حفظ شود. از این روشن تر در جمهوری اسلامی این ایام انقلاب و اربعینش نزدیک می شود. آقای روحانی بیاید و بگوید با آمریکا باید تعامل کرد، به این ها نباید شیطان بزرگ گفت. به این ها باید کدخدا گفت. این روحانی نماس آقای روحانی.

 امروزش این است. حداقل سی تا چهل مورد عوامل صریح ولی امر مسلمین را بر علیه او موضع گرفته. باید فریادها بلند شود، مردم نگاه به حوزه های علمیه می کنند. چه شده است؟ هستند ولی آنچه که ما اول انقلاب دیدیم از شهیدبهشتی، آن هم در برابر حسن نظیف با یک جمله، چه اتفاقی در کشور افتاد!…

آنقدر تکرار می کنند که با اینکار غیرت زدایی می کنند. در هر حوزه ای که بروید مشاهده می کنید که مبانی انقلاب اسلامی در این دولت مورد تهاجم قرار گرفته، سیاست خارجی، داخلی، فرهنگی، اقتصادی، مدیریتی.

در دیدار مردم آذربایجان با مقام معظم رهبری آن ها می گویند اجازه بدهید کسی که ما او را جزء سران فتنه می شناسیم (خاتمی) بیایند به دیدنتان، ولی ایشان نپذیرفته و می فرمایند: بعضی از اصلاح طلبان، کارهای خوبی می کنند و من هم حمایت می کنم ولی کسانی که در آن فتنه، راه خود را از دشمنان و فتنه گران، جدا نکردند به خصوص در آن روز که بسیجی را لخت کردند و با بنزین موتور، آتش زدند و بعد از یک سال به شهادت رسید. حداقل ده نفر از بسیجیان را اراذل و اوباش تهران، که مهدی هاشمی، ستاد آن ها را حمایت و مدیریت می کرد، ده نفر از بسیجیان را زیر بغل های خود، خفه کردند و در سطل زباله های پلاستیکی انداختند و بدن های آن ها را به همراه سطل زباله ها را به آتش کشیدند.

و این آقایان، امثال آقای موسوی، خاتمی، کروبی، عارف و تابش، که امروز به آقای تابش عرض کردم که شما، طرح آشتی ملی را مطرح کردی؟ در جواب می گوید: بله، نظرات چیست؟ من هم گفتم حالا بعد مشخص می شود خوب است یا نه!

مگر اینجا افغانستان است که قومیت ها بر روی یکدیگر سلاح کشیده اند. این ملت با این عظمت و وحدت که همین ۲۲ بهمن از آن مصادیق عظیم وحدت است.

عجیب است این پیام هم بعد از ۲۲ بهمن توسط حضرت امام (ره) صادر گردید. من زبانم قاصر است از این مردم و راهپیمایی…! مقام معظم رهبری در دیدار مردم آذربایجان چنین می فرمایند که: «من زبانم قاصر است از این عظمت مردم»

مقام معظم رهبری نگران هستند از تداوم انقلابی بودن حوزه هاانحراف

باید مراقب بود که تفکر جدایی دین از سیاست از لایه های تفکر اهل جنود، به طلاب سرایت نکند، انحراف از اینجا شروع می شود. آنچه که انگلیسی ها، خیلی روی آن سرمایه گذاری کردند نه برای ایران بلکه برای کل جهان، که دین جدای از سیاست است.

و امروز تنها نظام دینی مبتنی بر اسلام ناب تنها جمهوری اسلامی است و بس و ثابت کرده که در این چهل سال، این ولایت فقیه، همینگونه نسل به نسل حفظ می شود اگر تقدیر الهی هم بر این تعلق گرفته باشد که قیام و فرج امام عصر (عج) هم به تعویق بیفتد همین نظام اسلامی چون همان نظام است کل دنیا را فتح می کند اسلام کل دنیا را فتح می کند. اینجا است که در همین زمان هم، کسی به نام فائزه هاشمی، ۳ الی ۴ ماه قبل می گوید، اصلا ربران انقلاب اسلامی، اشتباه کردند  که حکومت دینی بوجود آورده اند، دلیلش هم اینست که ببینید بعد از چهل سال، دین کارآمد نبود، مشکلات مردم را حل نکرد، یک ماه بعد هم پدرش، آقای هاشمی، همین صحبت را داشتند که امام از ابتدا، بنا نداشت کشوری بر اساس ولایت فقیه بوجود آورد، امام دنبال یک جامعه اسلامی بود، چه کسی باید این جعبه سیاه را باز کند، چه کسی باید این سیئات را که در انقلاب بوجود آمد، به کسانی که  آن انحراف را که در صدر اسلام آن مصیبت را به امام حق و کل تاریخ بشر را تحریف کرد و امروز هم با استناد به آن تجربیات آمدن که این انقلاب را از آن مسیر نابش منحرف کنند. چه کسی باید جلو این ها را بگیرد؟ با چه ابزاری می توان این ها را تحلیل و تبیین کرد؟ جز با سخن با نوشتن، جز با تربیت نیروهای انقلابی، جز با اینکه بارهای به زمین مانده انقلاب را که سرور و استاد عزیزمان فرمودند: از زمین بلند کردند، اینجا که جای اسلحه و کلاش و موشک نیست، اینجا جای مبانی است. اول انقلاب که انقلاب پیروز شد در این کشور خانواده ثروت و فامیل قدرت، همان هایی که منشأ فتنه می شوند وجود نداشت. ۵۴ فامیل و خانواده ثروت و قدرت بودند. اطرافیان شاه، اموال فراوانی با غارت بیت المال، از خود رضاخان بگیرید تا به صورت ارث به بچه هایش رسید که چقدر اراضی مردم را به ملکیت خود در آوردند. ۵۴ تا بیشتر نبودند. انقلاب که پیروز شد همه اموال مصادره شد و بعضی از افراد از ایران فرار کردند و بعضی را هم اعدام کردند امروز بفرمایید چندین نمونه از این نوع فامیل سرمایه دار داریم؟ (به آن هایی که تلاش می کنند)

از ۳ هزار میلیارد، اختلاس ها، بروز پیدا کرد و الان هم به ۱۰ هزار میلیارد رسیده است.

این امام به این عظمت، این انقلاب به این عظمت، این مردم به این عظمت، این شهدای به این عظمت، پس از کجا آمدند؟ این ها از اتاق فکر جریان فتنه، پایه گذاری شدند. شهدا و مردم ایستادند. خیلی هایشان به خارج رفتند و پناهنده شدند، خیلی هایشان هم به فکر رفتند که اخیرا بعد از فوت آقای هاشمی، بحث می شود که ما همگی، به کانادا مهاجرت کنیم، مادر هم مریض است، به کانادا سفر کنیم. که فرزند آقای هاشمی، بنام محسن چنینی به فائزه خطاب می کند که تو، ضربه ای به ما و پدر زدی که هیچکس نزد. از آن موقعی که با کت و شلوار، در ملأ عام سوار دوچرخه شدی و اخیرا هم با بهائیت دیدار کردی و بدان که اگر بخواهی ادامه بدهی من در مقابل تو می ایستم و تکذیبت می کنم. به شدت دچار اختلاف هستند و در تلاشند که خانوادگی به کانادا بروند. این جریان هم، محصولش این است.

البته این دولت، نیروی کارآمد، انقلابی داشتیم اما شما طرف شهدا و سرداران و بزرگان و سلیمانی ها و … نگاه کنید و این طرف را نیز نگاه کنید.

این سیئاتی است که جریان انحراف بوجود آورده است و اینها خیلی ضربه است و باید حالا حالاها کار کرد تا اینها اصلاح شود ن که اینها الان به دنبال محور بعدی می گردند به دیدار مقام معظم رهبری می روند می گویند که شما یک را معرفی کنید که حلقه وصل بین شما و اصلاح طلبان باشد. تا به الان، آقای هاشمی بود که حلقه وصل بود اما دیگر او نیست. آقا می فرمایند این حرف غلطی است. آقای هاشمی، حلقه وصل نبود. شما هر وقت می خواستید می آمدند و حرفتان را می زدید ولی البته حساب آن افرادی که در فتنه، چنان کردند چه است؟ دنبال این هستند که هر جور شده این منشأ قدرت که قوۀ مجریه است را حفظش کنند در این سیاست خارجی، جریان انحراف و اسلام آمریکایی، سختی های زیادی برای انقلاب بوجود آورده است. امام (ره) یک جمله بسیار مهمی دارند که می فرمایند من یک روزی فکر کردم که چه شد بعد از طلوع اسلام، ظرف مدت کمی، اسلام جهان گیر شد بعد به این نتیجه رسیدم که نقش سفرای جهانی پیامبر مکرم اسلام، خیلی عظمت داشت و خود امام اشاره می کند به آن سفیری که پیامبر، به دربار امپراطوری روم فرستادند و امپراطور یک جایگاه مرسعی را به پیام آور پیامبر اشاره کرد که اینجا بنیشیند. سفیر پیامبر، دید که آنجا جای نشستن خود نیست در گوشه ساده ای نشست. انقلابی بودن سفرا در پیشرفت و توسعه جهانی اسلام، نقش بسیار مهمی داشت. جریان انحراف تلاش کرد در این بخش سیاست خارجه از عناصری استفاده کنند که این روحیه انقلابی را نداشته باشد. ما گاهی با سفرا بحث می کنیم بسیاری از آنها این مبانی انقلاب را قبول ندارند، کار نمی کنند و از ظرفیت هایشان استفاده نمی کنند، تمام آن ها نه، ولی هستند بینشان.

نگاه به ولایت فقیه، جریان انحراف، مثل صدر اسلام نگاهش به نگاه ولایت نگاه منحرفی بود. مهدی هاشمی در مصاحبه اش می گفت: پدر من اصلا ولایت فقیه را قبول ندارد. پدرشان هم شنیدند و اصلا تکذیب نکردند. (در فضای مجازی اشاره شده است.) ایشان گفت امام اصلا به دنبال نظام ولایت فقیه نبود، و بعد این اواخر بحث شورای رهبری را به پیش کشید.

انحراف در آرمان های انقلابی حضرت امام توسط جریان انحراف و فتنه و اعتدال، روی مسئله فلسطین، استکبارستیزی، کار به جایی رسید که ایشان می گفتند.

آقای روحانی هم همینگونه اند، خیلی از افراد اینگونه اند. در این سه سال تلاش بسیاری کردند آمریکا را بزک کردند، بخشنامه کردند که پرچم آتش نزنید، مرگ بر آمریکا نگویید.

حمایت از مستضعفین و سیلی خورده های بلاد اسلامی. امام در همین پیام می فرمایند: اینها می آیند و می گویند. این کارها درست نیست.

جناب آقای روحانی سه ماه قبل دستور داد که روزانه صدهزار بشکه نفت ما به سوریه کمک می کنیم. یعنی می گویند زمین می خواهی ما به مالکیتت در می آوریم. این را به خود ما نیز گفتند. ما در سفری که به دمشق داشتیم، کمیسیون امنیت ملی در اوج تهدید آمریکا، نخست وزیر سوریه به ما گفت: اگر این نفت قطع شود ما به اندازه چهار روز بیشتر گازوئیل و سوخت برای تانک ها و نفربرها نداریم. هیچکس در این دنیا از این نظام و مردم حمایت نمی کرد.

در حالیکه شما شاهد هستید، رزمندگان هم همینطور؛ تنها رهبر عربی که در دوران دفاع مقدس از روز اول تا آخر با ایران باقی ماند مرحوم حافظ اسد بود. در دفاع از انقلاب ایران و رزمندگان، صدام صادرات نفت از کرکوک به بندر بانیاس سوریه را قطع کرد. اولین کشوری که به ما موشک اسکاپ داد و در هیچ مجمع جهانی و اتحادیه عرب به نفع صدام که موضع نگرفت بر خلاف او هم موضع نگرفت و چنین کشوری دچار داعش شد، هیچ پشتیبانی هم نداشت. که خودش هم می گوید این را قطع کنید (چون با آمدن روحانی، اینها نگران بودند که دولت جدید با اینها چه می کند. سه ماه پیش آقای روحانی دستو داد که نفت بدین. من به مردم چه بگویم و جواب آن ها را چه بدهم که روزانه این همه بشکه نفت صادر می کنیم. آقای زنگنه نفت را قطع می کند بلافاصله آقای سردار سلیمانی به صورت تلفنی خطاب به آقای زنگنه که چرا نفت را قطع کردی؟ می دانی چه کرده ای؟ در اوج حماسه ها که حلب در شرف آزادی بود…. ولی او چه می توانست بکند آقای روحانی دستور داده بود. کاری نمیتوانست بکند دست او نبود.

ایشان پیگیری میکنند و تماس می گیرند که نفت از جای دیگری وصل شود.

 این ها در بحث مذاکرات قول داده اند، هفت برجام پذیرفته اند. اول هسته ای، دوم موشکی، سوم مبارزه با تروریسم یعنی مقابله با سوریه و حزب الله و …، تا ششم به رسمیت شمردن اسرائیل.

البته نقشه اینگونه نیست که یکسره بیایند و آن را به رسمیت بشناسند. گفتند ما تلاش می کنیم دو دولتی در فلسطین تشکیل شود. یکی دولت اسرائیل و یک دولت فلسطین. برجام هفتم، ۱+۱+۶٫

در سخنرانی آقای روحانی در سفر به کشور عمان. شش کشور خلیج فارس به علاوه ایران و آمریکا. چه کسی گفته ما باید در چشم انداز ۱۴۰۴ در منطقه اول باشیم؟

آقای حسام الدین آشنا مغز متفکر رسانه در همایشی مقاله و کار تخصصی شان را می خواند. چه کسی می گوید ما باید اول باشیم؟ صعودی هست، عربستان هم هست، ترکیه هم هست. آنها هم سهمی از قدرت دارند، قدرت باید در منطقه تقسیم شود. آمریکا هم محور قرا می گیرد و این نامه ایست که آقای ظریف پس از برجام به آقای روحانی نوشت: بنده کارم به پایان رسید. پیروز شدم. اکنون وقت طرح بعدی هست که ۱+۱+۶ حاضرم به منطقه بروم.

این ها روحانی نماست. آن زمان که امام منشور را داد در کل کشور بولتن بود. نه فضای مجازی نه گوشی نه اخبار و جلساتی. ولی سینه به سینه اخبار در مدت کم در کشور پخش می شد و همه بسیج می شدند.

شما بروید در خصوص باند نیویورکی ها را سرچ کنید و آقای ظریف را در فضای مجازی بشناسید. همان کسی که در آنجا رئیس مذاکرات شما شد. مسئول پیگیری های برنامه های سوروس در ایران بود.

در زمانی که ایشان مسئول دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل بود. خودشان هم در کتاب نوشته اند زمانیکه ۱۶ ساله بودم از قبل از انقلاب در آمریکا بسر می بردم. جناب آقای دکتر ولایتی هم خودشان در صداو سیما شبکه سه زمانی که مجری در زمان برجام سوال کرد و تبریک گفت که برجام موفق شده است که این ها شاگردان شما بودند آقای ولایتی؛ آقای عراقچی، آقای تخت روانچی و آقای ظریف و گفت این افراد را از کجا می شناسید؟

آقای ولایتی، علت شناخت آقای ظریف و … را چنین اعلام کرد که من در اولین سفری که به نیویورک داشتم برای اجلاس، پس از انقلاب، دبیر کل سازمان ملل، آقای ظریف را به بنده، کارمند سازمان ملل که با سیستم گزینش آمریکا، گزینش شده است، گفت این یک ایرانی است و به زبان انگلیسی و آمریکایی مسلط است و ما هم او را جذب نمودیم و شما هم استفاده کنید. به این شکل، آقای ظریف جذب امور خارجه می شوند. کیان تاج بخش که در فتنه ۸، دو بار دستگیر شد در بازجویی هایش چنین اعتراف می کند که من، هر ۶ ماه یکبار، به نیویورک جهت گزارش پیشرفت، سفر می کردم؛ وی مسئول پیاده کردن برنامه های بنیاد سوروس که به جامعه باز مشهور است، بود. اسپانسر، بنیاد سوروس، مک فارلین و موسسه ویلسون و مسئول هماهنگی هم آقای ظریف بودند. ریشه فتنه ۸۸ برای باند نیویورکی هاست. در اردیبهشت ماه سال ۸۷ که یک سال به فتنه ۸۸ مانده بود، با حمایت آقای ظریف و آن پنج نفری که از این مجموعه می باشند دو نفر آمریکایی جهت شرکت در کنفرانس روابط ایران و کانادا،  وارد تهران می شوند که البته پوشش است برای برای ورود این دونفر آمریکایی به ایران؛ یکی از این دونفر به نام مک فارلین ۲ معروف است، رئیس بنیاد راکفلر، که قوی ترین بنیاد سرمایه داری در جهان و آمریکا که رئیس جمهورش را این بنیاد مشخص می کند و دیگری یک دیپلمات ۳۵ آمریکایی مرتبط با سازمان موصاد، وارد ایران می شوند که در کنفرانس شرکت کنند. کسی که راه ورود این دو نفر به ایران را باز می کند آقای ظریف است. از همان جا تیم های اطلاعات، آن ها را بین هتل و محل کنفرانس رصد می کنند.

بزرگداشت حکم انقلابی حضرت امام (ره) بر ارتداد سلمان رشدییک روز اینها، ضد تعقیب می زنند و فرار می کنند و می روند به مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، ولی تیم های اطلاعاتی نمی توانند وارد آن جا شوند اما آن دو غیر ایرانی وارد می شوند، بعد از تحقیقاتی که صورت می گیرد مشخص می شود که این دو نفر، در داخل مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام اند و از طریق حراست متوجه می شوند که در حال حاضر وزیر ارتباطات است و یکی از افراز موثر و مرتبط با آقای هاشمی بوده است و در بنیاد بیماری های خاص با فاطمه هاشمی و کارها و مسائل نفتی با آقای مهدی هاشمی است. مستقیم وارد اتاق محمود واعظی می شوند. آقای واعظی در آن زمان، مسئول معاونت ارتباط خارجی مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. همانطور که دانشگاه آزاد برای آقای هاشمی، به یک امپراطوری تبدیل شد، مجمع تشخیص مصلحت نظام هم همینطور، در حالیکه شان مجمع، یک مجمع مشورتی است ولی ایشان تا توانسته با انتخاب معاونین، تشکیلات و ساماندهی، یک سازمان قوی برای پیشبرد این اهداف درست کند که آقای واعظی یکی از آن هاست. دیگر، تیم های اطلاعاتی متوجه نمی شوند که در داخل اتاق آقای واعظی چه می گذرد می خواستند وارد شوند که نتوانستند و جلسه تمام می شود و آن دو نفر به آمریکا باز می گردند. یک ماه بعد، یک مقاله در جمله «نیوزویک» می نویسد آنجاست که موضوع دیدار آشکار می شود، آن دو نفر می نویسند که دو انتخابات به زودی برگزار می شود و در دنیا بسیار حساس است. یکی انتخابات آمریکا که مرحله دوم اوباما می باشد و دیگری هم در ایران، مرحله دوم آقای احمدی نژاد.

در آن مقاله می نویسند یک سرباز در مقابل یک سرباز، سرباز مکین رقیب اوباما و اینجا هم احمدی نژاد. اگر این دو نفر (اوباما و احمدی نژاد) رای بیاورند ایران وارد جنگ می شود. هم اکنون هم تز را دارند برای ورود به انتخابات ۹۶٫ دوگانه جنگ وصلح، با آمدن ترامپ زمینه جنگ و صلح زیاد می شود مبادا باز به سراغ نیروهای انقلابی بروید، اگر به این ها رای بدهید بین ایران و آمریکا جنگ به وقوع می پیوندد در حالیکه آن جریانی که ما را به سمت جنگ می برد و ما را خلع سلاح می کند و می گوید که حتی تست موشکی هم نداشته باش آمریکا ناراحت می شود. این ها جنگ است، فریاد می زنند که ما سایه جنگ را از ملت ایران برداشتیم در حالیکه با این ترفندها، غیرت ملت شریف ایران را می گیرند، این جنگ است.

توان دفاعی ما را متوقف می کنند. آقای روحانی با وزیر دفاعش شرط می کند که به شرطی بنده، شما را به عنوان وزیر مجلس معرفی می کنم که فیتیله کارهای دفاعی را پایین بیاوری، بنده با آقای دهقان صحبت کرده و از او در خصوص رای اعتماد در مجلس قبل، جویا شدم و ایشان هم رد نکرد و گفت: بنده تحت امر آقای روحانی نیستم ولی کارها را انجام دادم. از این مقاله می فهمند که آن دو نفر آمریکایی با آقای هاشمی، توافق کرده اند با دیپلمات های پنهان آقای هاشمی، که این ها تلاش کنند آقای احمدی نژاد رای نیاورد و آن ها هم تلاش می کنند که مکین رای نیاورد. آن ها به قولشان عمل می کنند، اما این ها در سال ۸۸ نمی توانند به قولشان عمل کنند. آن ها ۶ ماه مانده به انتخاباتشان و ما هم یکسال مانده بود به انتخاباتمان که جلسه گرفتیم.

اینجا مردم طور دیگری عمل می کنند وقتی اینگونه شد شیپور جنگ به صدا در می آید. توسط آقای هاشمی با آن نامه سرگشاده که از وقتی مردم چشم باز کردند او را یار غار دیدند کنار دست امام خمینی.

نامه آقای هاشمی در دورانی که ولی امر مسلمین می فرماید: این دوران، سخت تر از دوران امیرالمومنان (ع) می باشد. پرچم حضرت علی (ع) سخت تر از پرچم پیامبر بود. (در جمع خبرگان)

 نامه بعد از شیپور جنگ در سال ۸۸ توسط آقای هاشمی؛ در زیر نامه چنین خطاب به رهبر معظم انقلاب، می گوید: دوست، همراه، همسنگر دیروز و امروز و فردایتان، اکبر هاشمی رفسنجانی.

یک خط بالاتر چنین می نویسد: سرچشمه شاید گرفتن به پیل       چو پُر شد نشاید گرفتن به پیل

این یک تهدید است.

چهار خط بالاتر می نویسد. اگر نظام نخواهد با این همه، بر فرض اینکه، اینجانت صبورانه به مشی گذشته ادامه بدهم بی شک بخشی از مردم و احزاب و جریانات این وضع را بیش از این برنمی تابند و آتش فشان هایی که از درون سینه های سوزان، تغذیه می شوند در جامعه شکل خواهند گرفت.

این فرمان جنگ است.

آتش فشان ها از درون جامعه توسط این جریان ها شکل خواهد گرفت که نمونه آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدان ها، خیابان ها و دانشگاه ها مشاهده می کنید.

این هنوز دود است خودت را مهیاء آتش کن. این را برای چه کسی می نویسد؟ این انحراف است یا نیست؟ این همان منشور روحانیت است که دارد نهیب می زند از وقوع این مسائل…

امام (ره) امروز را می دید و این منشور روحانیت را نوشته است. سلمان رشدی های داخل که نمی شود با آن ها برخورد کرد که امیرمومنان می فرماید: استخوان های در گلو و خاری در چشم، تحمل کردم.

این فریادها باید از حوزه بلند شود.

یک عده می گویند که آقای هاشمی از دنیا رفت و دیگر تمام شد. نه آقا، چه کسی می گوید تمام شد؟؟

آقای هاشمی این همه فامیل و ثروت و آدم و قدرت فراهم کرده اند. به این راحتی دست برمی دارند؟ و اگر این انحراف و این تفکرشان بیین شود. (که فرزندان آقای هاشمی گفتند پدر ما دو ارث بر جای گذاشت: اعتدال و …) این را فردا تبدیل به فرقه و مکتب می کنند.

در صدر اسلام غیر از این بود. این ها بارهای بر زمین مانده است که مقام معظم رهبری، مشکل بزرگشان در این مقطع همین بود: صراحت در گفتار و شجاعت در بیان.

چرا انقدر فریاد خواص را ایشان از ۲۰ سال قبل شروع کردند. امروز را می دیدند.

در پایان مراسم آقای کریمی قدوسی در جواب سوالی پیرامون انتخابات پیش روی ریاست جمهوری از جلساتی پیرامون به میدان آوردن آقای حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی خبر دادند و خود نیز بر حمایت و پشتیبانی توده مردم از ایشان سفارش کردند.


  • . . . . .

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.