توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / سیاست / صداقت انقلابی . . .

صداقت انقلابی . . .


صداقت انقلابی . . .

مِنَ الْمُؤْمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلاً.[۱]

در میان مؤمنان مردانى هستند که بر سر عهدى که با خدا بستند صادقانه ایستاده‏اند؛ بعضى پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضى دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلى در عهد و پیمان خود ندادند.

انقلاب ملت در سال ۵۷ به رهبری حضرت خمینی کبیر (قدس الله نفسه الزکیه) در امتداد قیام خونین سالار شهیدان حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و یاران باوفایش بود، و صد البته انقلاب اسلامی ایران در امتداد قیام انبیاء الهی در مقابل جبهه باطل بود، جبهه ای که از ساحران فرعون تا سامری در زمره آن بودند یعنی جبهه ای که سلاح همیشگی اش زر و زور و تزویر بوده است و خواهد بود.

از شب عاشورا که یاران با وفای حضرت سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) حاضر نشدند امام خود را تنها بگذارند تا زمان پیامبر اکرم و حتی قبل تر از آن در زمان سایر انبیاء الهی مانند حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) و تا زمان ما، جریان انقلابی ها و شبه انقلابی ها وجود داشته و دارند.

هنگامی که حضرت موسی به بنی اسرائیل فرمان داد که برای ورود به سرزمین مقدس باید به جنگ با عمالقه [۲]  بروند بنى اسرائیل گفتند: «اى موسى! تا آنها در آنجا هستند، ما هرگز وارد نخواهیم شد! تو و پروردگارت بروید و (با آنان) بجنگید، ما همین جا نشسته‏ایم»!

قرآن می فرماید : موسى گفت: «پروردگارا! من تنها اختیار خودم و برادرم را دارم، میان ما و این جمعیّت گنهکار، جدایى بیفکن!» خداوند نیز به موسى فرمود: «این سرزمین (مقدس)، تا چهل سال بر آنها ممنوع است (و به آن نخواهند رسید)؛ پیوسته در زمین (در این بیابان)، سرگردان خواهند بود؛ و در باره (سرنوشت) این جمعیّت گنهکار، غمگین مباش!» [۳]

در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز هنگامی که حضرت فرمان مقابله با دشمن را صادر فرمود،گروهى از منافقین که در مدینه خانه داشتند از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه مى‏خواستند که باز گردند و براى بازگشت خود عذرتراشى مى‏کردند از جمله مى‏گفتند: خانه‏هاى ما دیوار و در و پیکر درستى ندارد، در حالى که چنین نبود، آنها فقط مى‏خواستند صحنه را خالى کرده فرار کنند (وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَهٌ وَ ما هِیَ بِعَوْرَهٍ إِنْ یُرِیدُونَ إِلَّا فِراراً). [۴]

مولا علی (علیه السلام) نیز با این جماعت مواجه بود و خطاب به آن ها فرمود : آگاه باشید! من شب و روز، پنهان و آشکار، شما را به مبارزه با شامیان دعوت کردم  و گفتم پیش از آن که آنها با شما بجنگند با آنان نبرد کنید ، به خدا سوگند، هر ملّتى که درون خانه خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد.) امّا شما سستى به خرج دادید، و خوارى و ذلّت پذیرفتید، تا آنجا که دشمن پى در پى به شما حمله کرد و سر زمین‏هاى شما را تصرّف نمود… وقتى در تابستان فرمان حرکت به سوى دشمن مى‏دهم ، مى‏گویید هوا گرم است، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد ، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ مى‏دهم، مى‏گویید هوا خیلى سرد است بگذار سرما برود. همه این بهانه‏ها براى فرار از سرما و گرما بود؟ وقتى شما از گرما و سرما فرار مى‏کنید ، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر گریزانید!

اى مرد نمایان نامرد! اى کودک صفتان بى خرد که عقل‏هاى شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد! چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمى‏دیدم و هرگز نمى‏شناختم! شناسایى شما- سوگند به خدا- که جز پشیمانى حاصلى نداشت، و اندوهى غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون ، و سینه‏ام از خشم شما مالامال است! کاسه‏هاى غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشاندید ، و با نافرمانى و ذلّت پذیرى، رأى و تدبیر مرا تباه کردید ، تا آنجا که قریش در حق من گفت: «بى تردید پسر ابى طالب مردى دلیر است ولى دانش نظامى ندارد» خدا پدرشان‏  را مزد دهد ، آیا یکى از آنها تجربه‏هاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد؟  یا در پیکار توانست از من پیشى بگیرد؟  هنوز بیست سال نداشتم، که در میدان نبرد حاضر بودم ، هم اکنون که از شصت سال گذشته‏ام. امّا دریغ، آن کس که فرمانش را اجرا نکنند، رأیى نخواهد داشت.[۵]

صداقت انقلابی عنصری است گران بها و محک و سنجشی است که در طول تاریخ نشان داده است افراد و جریان های مختلف ، میزان پایبندی اشان در برابر عهدی که در این راه با خداوند بسته اند تا چه حد و اندازه است و آیا در فرصت های گوناگون حاضر به جان فدایی و تقدیم همه دارایی و هستی اشان در این راه هستند یا خیر؟ آیا در میدان دفاع از مکتب و قیام مقدس، تنها سخنور و رجز خوان هستند یا تا آخرین لحظه حاضر به خرج کردن جان  و مال و آبروی خود می باشند؟

چه بسا افراد و جریان هایی در طول تاریخ وجود داشته و دارند که دفاع از مکتب و دین و انقلاب و در یک جمله دفاع از ارزش ها را فریاد می کنند اما بیشتر از لقلقه زبان چیزی نیست و به قول شهید چمران _که چند روز پیش در سالگرد شهادتش قرار داشتیم_  وقتی صدای شیپور جنگ نواخته می شود مرد از نامرد تشخیص داده می شود و مدعیانِ تهی از اعتقاد، رنگ می بازند و دروغ گویی آن ها بر همه آشکار می شود.

در تقویم تاریخ، تیرماه شاهد و گواهی برصداقت انقلابی مردان خدا در جبهه حق است.

ششم تیرماه سالگرد سوء قصد به رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت ا لله العظمی امام خامنه ای (مد ظله العالی) بود و هفتم تیرماه سالروز شهادت شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی  و یازدهم تیرماه سالگرد عروج آسمانی شهید محراب و یار صادق امام و انقلاب ، حضرت آیت الله حاج شیخ محمد صدوقی (رضوان الله علیهما) بود.

صداقت انقلابی یعنی این که بدنت در راه عقیده و آرمان های مقدس مجروح بشود و این جراحت را به جان بخری و ذره ای خم به ابرو نیاوری.

صداقت انقلابی یعنی همچون  بهشتی مظلوم در راه خدمت به ملت بدنت تکه تکه شود و نامت جاویدان بماند.

صداقت انقلابی یعنی همچون صدوقی سینه را در مقابل منافقین و ناراحت ها سپر کنی و با جسمی غرق به خون و روحی آرام و راحت به ملکوت اعلی عروج بنمایی.

صداقت انقلابی عنصری است که همه مدعیان توان و تاب تحملش را بر شانه های خود ندارند و در دو راهی های ایمان و عواطف و ایمان و قدرت و ثروت، قامت خم کرده و ایمان را به وادی فراموشی می سپارند و البته اصرار دارند مسیر خود را از جاده انقلاب جدا سازند.

صداقت انقلابی عنصری است که عده ای خیال می کنند دارای آن هستند و بر فراز منابر که جایگاه مقدسی دارد می گویند : تمامی سخنان ما از سر دلسوزی برای ملت و به خاطرخون شهدا و خون دلهایی است که رهبری از دست برخی مسئولین خورده اند و ادعا می کنند طرفدار هیچ باند و جناحی نیستیم  و تمام این حرف ها از سر دلسوزی است اما در عین حال نسبت به فتنه گران و سرانش که ظلمی نابخشودنی نسبت به نظام و ملت روا داشتند ادای احترام می کنند و دعا می کنند که خداوند سایه آن ها را بر سرشان مستدام بدارد.

این یادداشت را با نقل دسته نوشته ای از شهید مصطفی چمران به پایان می رسانم:

راستی بیائید انقلابی باشیم، از گذشته ها هم می گذریم. انتظاری ندارم که کسی در گذشته انقلابی گری خود را ثابت کرده باشد، بیائید از امروز ما انقلابی باشیم. من حاضرم، اگر شما هم حاضرید، بسم الله.

بیائید از نظر اخلاقی معیارهای اسلامی را اجرا کنیم. از نظر فداکاری، همه وجود خود را برای خدا و مردم بدانیم و همه مصالح خود را خدا کنیم.

از نظر زندگی، همه تعلقات مادی حیات، زندگانی اشرافی، اسراف،… تجملات و همه زرق و برق زندگی را فراموش کنیم و با درویشی و علی وار زندگی کنیم.

بیائید کار کنیم، فداکاری کنیم. شعار ندهیم، تهمت نزنیم. عقب ماندگی خود را سرکوفت به دیگران نزنیم، بجای آنکه خود را مواخذه کنیم دیگران را متهم ننمائیم”.[۶]

نسأل الله منازل الشهداء


  • حجت الاسلام محمدهادی سمتی
  1. سوره مبارکه احزاب آیه شریفه ۲۳
  2. به نقل از تفسیر نمونه، ج‏۴، ص: ۳۴۰ : عمالقه جمعیتى از نژاد سامى بودند که در شمال شبه جزیره عربستان نزدیک صحراى سینا زندگى مى‏کردند، آنها بمصر حمله کردند و مدتها آن را در اختیار داشتند حکومت آنها در حدود ۵۰۰ سال طول کشید (از سال ۲۲۱۳ قبل از میلاد تا ۱۷۰۳ قبل از میلاد (دائره المعارف فرید وجدى جلد ۶ صفحه ۲۳۲ طبع سوم).
  3. سوره مبارکه مائده آیه شریفه ۲۲
  4. سوره مبارکه احزاب آیه آیه شریفه ۱۳
  5. شریف الرضى، محمد بن حسین – دشتى، محمد، نهج البلاغه / ترجمه دشتى، ۱جلد، مشهور – ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۷۹ش.
  6. سایت جامع دفاع مقدس : http://www.sajed.ir/detail/96937

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.