توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / پژوهش و تحقیق / شناخت نامۀ جبهه پایداری انقلاب اسلامی

شناخت نامۀ جبهه پایداری انقلاب اسلامی


شناخت نامۀ جبهه پایداری.سایت جبهه پایداری – درباره ما

جبهه پایداری انقلاب اسلامی تحت رهنمود و هدایت فقیهان وارسته جهت انسجام نیروهای اصیل و ولائی تشکیل شده است و به امید خدا استمرار این حرکت پایدار خواهد بود. این جبهه در اصل بمنظور پیشگیری از سرخوردگی و خروج از بلاتکلیفی نیروهای اصیل انقلاب که تعهد بیشتری در پایبندی به اصول نظام و آرمان های امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری(مدظلّه) دارند، تشکیل شده است.

شکل گیری این جبهه مبتنی بر نگاه غیرحزبی میباشد و اعضاء آن تمامی کسانی هستند که پایبندی کامل خود را به شاخص های مکتب امام(ره) نشان داده و ضمن عدم همراهی و یا سکوت در قبال فتنه ۸۸، با اتخاذ مواضع شفاف در مقابل فتنه گران ایستاده و نیز با جریان انحرافی کوچکترین همراهی و موافقت نداشته و همچنین تابع احزاب باطلی چون جریان کارگزاران غرب زده و اصلاح طلبان دین ستیز نباشند.

اعلام موجودیت جبهه پایداری و مخالفت‌ها

جبهه پایداری انقلاب اسلامی در هیات موسس خود از ترکیب شاگردان علامه مصباح یزدی و اساتید موسسه آموزشی امام خمینی(ره) به همراه تعدادی از وزیران و مدیران دولت دکتر محمود احمدی نژاد (به ویژه دولت نهم) که با جریان انحرافی نفوذ کرده در آن دچار مشکل شدند، تشکیل گردید.

شورای مرکزی این جبهه شامل حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی، حجت الاسلام روح‌الله حسینیان، ‌صادق محصولی، اصغر زارعی، کامران باقری‌لنکرانی، مجید متقی‌فر، حجت الاسلام سقای بی‌ریا، حجت الاسلام سید محمود نبویان، محمد سلیمانی، غلامحسین رضوانی، زهره طبیب‌زاده، فاطمه آلیا، حجت الاسلام قاسم روانبخش، سید محمد رضا حسینی، علی خطیبی شریفیه، میثم نیلی، هاشم موسوی هستند. این ترکیب، آمیخته ای از چهره های شاخص و گمنامی برای مردم و حتی بعضی محافل سیاسی به حساب می آید.
از بدو تاسیس جبهه پایداری، موج تخریب علیه آن از سوی محافل سیاسی خاص و رسانه های پرشمار وابسته به آنان آغاز شد و جالب اینجاست که این تخریب، همچنان روند فزاینده و حداکثری خود را حفظ کرده است. ضلعی از فعالان جریان موسوم به اصولگرایی، رسانه های ارتزاق کننده از آبشخور جریان انحرافی، اصلاح طلبان و اعتدالیون و برخی حامیان رفسنجانی از جمله هجمه کنندگان و بعضا تخریب کنندگان جبهه پایداری به حساب می آیند که هریک، بنابرعلتی مشخص، بهانه این هجوم را در اختیار دارند.

برای حامیان رفسنجانی، حضور علامه مصباح یزدی به عنوان پدر معنوی جبهه پایداری به تنهایی کافی است تا دستاویزی برای حمله داشته باشند.

اعتدالیون که حیات سیاسی خود را مدیون ساخت رقیبی با عنوان افراطی و تندرو می دانند، راه میانبر را در برچسب زنی به پایداری ها دانسته و هر انتقادی علیه این جمع پر سر و صدا اما دارای پایگاه اجتماعی ضعیف را برخاسته از اردوگاه پایداری اعلام کرده و درصدد هستند جبهه پایداری را برابر با افراط جلوه دهند.

اصلاح طلبان نیز که یکی از بیشترین ضربه ها را از سخنرانی های پیش از خطبه های نمازجمعه و افشاکننده ماهیت غرب زدگیشان توسط آیت الله مصباح یزدی در دوران سیاه فرهنگی دولت موسوم به اصلاحات دریافت کرده اند، در صدد هستند تا از آب گل آلود برای خود ماهی مقصود را صید کنند.

رسانه های وابسته به جریان انحرافی نیز از یکسو خروج طیفی از مدیران دولت نهم از حلقه اطرافیان احمدی نژاد و سخنان افشاگرانه آنها علیه جریان انحرافی نفوذ کرده در اطراف رییس دولت سابق و فعالیت همین طیف در جبهه پایداری و از سوی دیگر، برداشتن دست حمایت علامه مصباح از احمدی نژاد و سخنان انتقادی ایشان را بهانه ای مناسب جهت هجوم تخریب گرایانه علیه این جبهه نوپا می دانند.

ضلعی از افراد و گروه هایی که مدعی اصولگرایی هستند نیز، جزو منتقدان، و بعضا تخریب کنندگان جبهه پایداری به حساب می آیند. رسانه ها و افراد حامی لاریجانی، قالیباف و طیفی از اصولگرایان سنتی (نه همه آنها) جزو این مجموعه به حساب می آیند که البته همچنان در حال ادامه روند خود هستند. این طیف، مهمترین علت برای انتقاد از پایداری را به وحدت شکنی آنان و نیز، ایجاد تفرقه میان اصولگرایان دانسته و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را ثمره رفتار اختلاف افکنانه این جبهه اعلام کرده اند.

شاید بخش هایی از سخنان علامه مصباح یزدی در همایش اعلام موجودیت جبهه پایداری به تاریخ پنجشنبه ۶ مرداد ۹۰ پاسخی به این انتقادات بوده است: “برای گروهی که اصول‌گرا نامیده می‌شوند دایره خاصی ترسیم می‌کنیم و نسبت به آن‌ها ارادت ویژه‌ای داریم؛ البته آن‌ها که واقعاً اصول‌گرا باشند، نه این‌که از این نام سوءاستفاده کنند؛ چون استفاده ابزاری از نام، نوعی نفاق است. ما به همه‌ کسانی که واقعاً به اصول و ارزش‌های اسلامی و انقلاب پایبند باشند علاقه داریم و هر خدمتی هم بتوانیم برایشان انجام خواهیم داد، اما این به این معنا نیست که همه آنها یکسانند. ما بعضی از اصول‌گراها را بیشتر دوست داریم و با آن‌ها ارتباط و همکاری بیشتری داریم، زیرا کسانی را می‌شناسیم که دلبستگی و شناخت‌شان نسبت به اسلام و ارزش‌های اسلامی و انقلابی بیش از سایر اصول‌گرایان است. این‌جاست که به طور طبیعی علاقه‌ ما به آن‌ها بیشتر خواهد بود و وظیفه ما حکم می‌کند که برای این‌که بتوانیم از آنان بهره‌مند شویم، با آنان ارتباط و همکاری بیشتری داشته باشیم. پس، وجود گروهی درون جامعه اصول‌گرایان به نام “جبهه پایداری” به معنای انشقاق، انشعاب، تباین، تعارض و تضاد نیست، بلکه مشخص شدن گروهی است که برحسب تشخیصِ آن کسانی که در دایره اصول‌گرایی مشارکت دارند، تعلقات‌شان به ارزش‌های اسلامی، پایبندی‌شان به احکام اسلامی و فداکاری‌شان در راه تحقق اهداف اسلامی بیش از دیگران است، و این امر نباید جای هیچ‌گونه توهم خطا و انحراف باشد. در واقع، این اعلام موجودیت، بیان واقعیتی بوده که عملاً وجود داشته است و فقط در حال حاضر در ذیل یک‌عنوان قرار گرفته است؛ وگرنه به طور طبیعی حمایت و ارتباط ما نسبت به کسانی بیشتر است که با آن‌ها اشتراک بیشتری داشته باشیم. حال، وقتی معتقدیم شناخت عده‌ای از اسلام و پایبندی‌شان به ارزش‌های اسلام و انقلاب بیشتر است، علاقه و همکاری ما با آنان نیز بیشتر خواهد شد. این امر، نه به معنای نفی دیگران است و نه به معنای تضاد و تباین با دیگران، و نه به معنای باز کردن یک دکان دیگر”.

حامیان پایداری، نقطه قوت آن

در کنار مخالفت های برخی جریان ها و گروه ها و احزاب، اما پایگاه اجتماعی و میدانی جبهه پایداری در سطح جامعه، به ویژه بخش متدین و ارزشی آن به شدت فعال و پویاست و شاید مهمترین علت هجمه حداکثری به این جبهه به داشتن همین بدنه اجتماعی فعال و قابل توجه مربوط می شود.

اگرچه بعضی تحلیلگران با زیرکی خاصی تلاش می کنند تا جبهه پایداری را در اقلیت محض نشان دهند اما خود آنان می دانند که وجود یک پایگاه اجتماعی حداقل ۳ تا ۴ میلیونی ثابت در سطح کشور و با وجود این همه تخریب و هجمه، عدد قابل توجهی است که تقریبا هیچیک از احزاب، گروه ها و جریانات مختلف دارای چنین پایگاه ثابت و دایمی نیستند. این عدد و رقم البته به راحتی قابل استناد است که شاید بر اثر ضرورت، در آینده به تجزیه و تحلیل آن پرداخته شود.

البته نکته مهم در این رابطه این است که پایگاه اجتماعی مذکور نیز بنا بر عوامل متعددی گرد این مجموعه حلقه زده اند که حضور شخصیت های برجسته ای همچون آیت الله مصباح یزدی و مرحوم آیت الله خوشوقت(ره) به عنوان رئوس جبهه پایداری جزو آنهاست. همچنین، دلزدگی طیف های ارزشی، به ویژه جوانان آن، از سیاسی بازی های برخی افراد و گروه های جریان موسوم به اصولگرا، رایحه خوش خدمت ارزشی و انقلابی که در در دولت نهم محمود احمدی نژاد استشمام شد از عوامل مهم دیگری است که موجب گردآمدن چنین جمعیتی حول این محور به حساب می آید.

انتخاب فردی با شاخصه های دکتر سعید جلیلی به عنوان کاندیدای نهایی انتخابات ریاست جمهوری شناسایی سریع اشتباهات حلقه انحرافی شکل گرفته در اطراف احمدی نژاد نیز از دیگر مسایلی است که می تواند در انسجام پایگاه اجتماعی جبهه پایداری مورد توجه قرار گیرد.

بدین ترتیب، گفتمان اعلام شده از سوی جبهه پایداری که مبتنی بر آرمان های اصیل انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و امام خامنه ای بوده، به عنوان مهمترین نقطه قوت داشتن پایگاه اجتماعی قابل توجه در بین نیروهای ارزشی محسوب می شود.

نقاط ضعف پایداری

جبهه پایداری اما مانند هر تشکل، مجموعه، گروه و تشکیلاتی، در کنار نکات مثبتی که دارد و البته این نکات مثبت در این جبهه پرشمار و پررنگ است، از نقاط ضعفی نیز رنج می برد که در ادامه، بدون پرداختن به جزییات و تنها به صورت تیتروار به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود.

تنگ کردن حلقه نیروها و چهره های شاخص ارزشی و انقلابی، عدم فعالیت تشکیلاتی منسجم و منظم، غلبه شعارزدگی بر عملگرایی در برخی مواقع، محدودشدن فعالیت ها به ایام انتخابات و حضور نمادین و بیانیه وار در فواصل بین انتخاباتی، تغییرات پیاپی در مسئولیت های مختلف مانند سخنگویی جبهه ، عدم ارتباط منظم و مستمر میان شورای مرکزی جبهه با رسانه ها و در نتیجه اطلاع رسانی ضعیف و جزیره ای از سوی جبهه، عدم پاسخ سریع و صریح به برخی شبهات و… شاید از مهمترین نقاط ضعف مشهود در این جبهه باشد.


  • جناب آقای حسین کاوه

منبع: خیبر آنلاین

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.