توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / متفرقه / نقش ائمه اطهار علیهم السلام در فتوحات … ؟

نقش ائمه اطهار علیهم السلام در فتوحات … ؟


قثلفث۳اساسی‌ترین رسالت ائمه‌ی اطهار(علیهم‌السلام) حفظ دین اسلام است. بدین معنا که هر جا لازم باشد، برای حفظ دین حتی به یاری مخالفان خود آمده آن‌ها را نیز مشورت می‌دهند تا این آیین پاک ضربه‌ای نخورد.
در این فصل در صددیم تا بدانیم که حضرت علی(علیه‌السلام) و دو فرزند بزرگوارشان، تا چه اندازه در فتوحات اسلام در زمان خلفای راشدین از جمله فتح ایران، نقش داشته‌اند. آیا همان‌طور که برخی بیان می‌دارند، این بزرگواران به همراه جنگ‌جویان عرب به سرزمین‌های مجاور حمله کرده‌اند و یا اساس این بینش از لحاظ حضور حضرات معصومین(علیهم‌السلام) در فتوحات غلط می‌باشد؟
در آیین و شریعت اسلام، جنگ به‌منظور کشورگشایی و فتح و خون‌ریزی مذموم بوده و هر عقل سلیمی جدای از حکم شرع، پی به ظالمانه بودن آن می‌برد. بلکه اساساً این‌گونه است که آیین حق، با عنوان امری عقیدتی با ارائه‌ی محتوای جامع و صحیح خود، قلوب بشر را به خود جذب می‌کند نه این‌که بخواهد با تحکّم و قدرت در قلوب مردم جای گیرد.
در اسلام جنگ‌هایی مورد تأیید است که به‌منظور حاکمیت دین خدا، دفاع از اسلام و مظلومان، رستگاری، آزادی و آزادگی انسان‌ها و رساندن همگان به کمال صورت گیرد؛ نه این‌که با زور شمشیر در پی به تسلیم درآوردن آدمیان باشد. نمونه‌ی زیبای آن را در دعوت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نسبت به فرمانروایان وقت به دین اسلام، می‌بینیم که نمونه‌ی یک دعوت صحیح و معقول اسلامی است.
بر اساس اعتقادات شیعه و بررسی منابع تاریخی، هیچ‌گاه امام معصوم جدای از عدم شرکت در این‌گونه جنگ‌ها، مهر تأیید بر آن‌ها نزده و نمی‌زند؛ چرا که انتشار اسلام در قالب پیش‌روی‌های لشکری، امری خطیر و بسیار مهم است و اگر امام معصوم(علیه‌السلام) سردمدار این حرکت بزرگ نباشد، مطمئناً اشتباهات بزرگ وکوچک زیادی رخ خواهد داد؛ بدین دلیل که حتی اگر قطره‌ای خون به ناحق به زمین بریزد، هدف والای دین محقق نخواهد شد.
نکته‌ی قابل توجه این‌که، تاریخ‌نویسان در صورت حضور حضرت علی(علیه‌السلام) به‌عنوان یک شخصیت مهم و سرنوشت‌ساز در جنگ‌های بزرگی همچون قادسیه و نهاوند به‌طور قطع از آن یاد می‌کردنند. چون به هر حال حضور یک چنین شخصیت برجسته‌ی دینی و صحابه‌ی بزرگ پیامبر در فتوحات مهر تأییدی بر آ‌ن‌ها خواهد بود و از چشم هیچ تاریخ‌نویسی پوشیده نخواهد ماند. با این حال، کناره‌گیری حضرت در فتح ایران و فتوحاتی که در زمان خلفای راشدین صورت گرفت را شاهد هستیم.
پس با این وجود ، آیا کناره‌گیری حضرت از لشکرکشی و جنگ، نشان ترس و یا انزوای ایشان بوده است یا حقیقت امر چیز دیگری بوده است؟ چون به هر حال این سؤال در اذهان عمومی شکل می‌گرفت که دلایل عدم حضور علی(علیه‌السلام) در جنگ‌هایی که سبب انتشار اسلام می‌شود در چیست؟
در پاسخ این سؤال، می‌توان این‌گونه گفت که:
حضور حضرت در این جنگ‌ها از دو لحاظ به سود خلیفه‌ی وقت تمام می‌شد:
۱ـ مشروعیت بخشیدن و اعتبار دادن به این حرکت عظیم و به تبع همراهی بنی‌هاشم با حضرت و قرار گرفتن آن‌ها تحت فرمان و سیاست‌های حکومت غاصب وقت.
۲ـ کارآمدی ارشادات و مشکل‌گشایی‌های حضرت برای فرماندهان در پیشبرد هرچه بهتر فتوحات.
از طرفی حکومت اسلامی در میدان جهاد قرار دارد و از طرفی دیگر، حکومت غاصبانه است و به ناحق بر این اریکه تکیه زده‌اند،سیاست حضرت، سیاست بیابین بوده است؛ بدین معنا که حضرت از طرفی نمی خواستند سپاه اسلام شکست بخورد که به تبع آن مشکلات بسیاری عائد اسلام و مسلمین می‌شد و از طرفی با شرکت خود حاضر به مشروعیت بخشیدن به این اقدام خودسرانه نبود، پس با مشورت دادن به خلیفه‌ی وقت سعی در پیش‌برد صحیح جنگ و به تبع خون‌ریزی‌های کم‌تر آن بود. مسعودی می‌گوید: چون عمر درباره‌ی جنگ با ایرانیان از عثمان نظرخواهی کرد، عثمان گفت: مردی را بفرست که در کار جنگ تجربه و بصیرت داشته باشد. عمر گفت: او کیست؟ عثمان گفت: علی بن ابی‌طالب است. عمر گفت: پس ببین که او به این کار تمایل دارد. عثمان با علی(علیه‌السلام) مذاکره کرد امام علی(علیه‌السلام) آن را خوشایند ندانست و ردّ کرد.


  • جناب آقای مصطفی احمدی

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.