توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / موریانه افکار، استسباع یا همان خود باختگی

موریانه افکار، استسباع یا همان خود باختگی


طلاب انقلابی

مسعود ارحامی

شهید مطهری(ره)درکتاب آینده انقلاب اسلامی می فرمایند: «حکماى قدیم اصطلاحى دارند به نام «استسباع». در بعضى حیوانات مانند خرگوش این گونه است که وقتى با حیوان درنده‏اى که او را شکار مى‏ کند- مثلا با شیر- روبرو مى‏شود اگر شیر چشم در چشمش بیندازد این حیوان مستسبَع مى‏ شود یعنى همه چیز خود را، اراده و فکر خود را از دست مى‏دهد؛ فکر فرار کردن، فکر این که این خورنده من است و اگر من به طرف او نزدیک شوم مرا مى‏بلعد بکلى از ذهن این حیوان بیرون مى‏رود؛ سر جاى خودش مى‏ایستد، بلکه خودش به طرف او مى‏آید.
قدرت فرار کردن از او سلب و به زمین میخکوب مى‏ شود. این را مى‏گویند خودباختگى، از دست دادن خود، از دست دادن روحیه و از دست دادن اعتماد و ایمان به خود.»
این نکته بسیار مهمی است که این قدر یک موجودی خود را ببازد که به جای فرار از دست دشمن خود را به دام او اسیر کند یعنی گاهی اوقات انسان ها هم رفتاری این گونه دارند به جای این که خود را در مقابل دشمن محکم واستوار نشان دهند و از دست او رها شوند خود را به دام او اسیر می کنند.
ایشان در ادامه در رابطه خود باختگی ملی می فرمایند:
این مطلب در جامعه‏ها هم هست. گاهى یک جامعه در مقابل جامعه دیگر خودش را مى‏بازد، خودباخته مى‏شود، مستسبَع مى‏شود. گاهى یک جامعه جامعه دیگر را از روى زرنگى با عواملى که دارد خودباخته مى‏کند. نیرنگ بزرگ استعمار با کشورهاى مستعمره و کشورهاى استعمارزده همین است، کوشش مى‏کند که کشور استعمارزده اعتماد و ایمان به خودش و ایمان به حیثیت خودش را از دست بدهد؛ به فرهنگ خود، دین خود، ملیت خود، کتابهاى خود، پیشوایان خود، به تاریخ گذشته خود و به هر چه که دارد بى‏اعتقاد شود این بزرگترین نیرنگ استعمار است؛ بى‏اعتقاد کردن، بى‏ایمان کردن یک ملت به شخصیت و هویت اجتماعى خودش. کارى مى‏کند که این ملت، «بد» ى که از ناحیه استعمار بیاید بر «خوب» ى که از ناحیه خودش باشد ترجیح مى‏دهد.
گاهى در روزنامه‏ها مى‏خوانیم که در بسیارى از مهمانخانه‏هاى خیلى مدرن که متجددهاى درجه اول- که پول زیاد در جیب دارند و وقتى سر یک میز مى‏نشینند و بلند مى‏شوند کمتر از پانصد تومان براى یک غذا نمى‏دهند- به آنجا مى‏روند غذاهاى فرنگى عرضه مى‏شود. ولى وقتى که دقت مى‏کنید که این غذا را از چه درست کرده‏اند؟ مى‏بینید از خرچنگ، از قورباغه، ولى غذاى فرنگى است.
در روزنامه خواندم که زنى با شوهرش به یکى از مهمانخانه‏هاى خیابان جردن رفته بود. از همان غذاهاى فرنگى چنین و چنان و با اسمهاى خاص فرنگى آوردند و خورد. بعد پرسید که این را از چه درست مى‏کنند؟ تا گفتند از خرچنگ یا قورباغه، فورا بالا آورد.
این معنىِ خودباختگىِ ملى است؛ یعنى ملتى خودش خودش را هیچ مى‏داند، تاریخ خودش را هیچ مى‏داند، عالِم خودش را هیچ مى‏داند، فرهنگ گذشته خودش را هیچ مى‏داند، تمدن گذشته خودش را هیچ مى‏داند، نظامات اجتماعى خودش را هیچ مى‏داند. هر قانونى که خودش داشته است چون از خودش بوده مى‏گوید این بد است، هر قانونى که از کشور بیگانه بیاید چون از ناحیه آنها آمده مى‏گوید این خوب است.
در ادامه دررابطه با رهبر الهی یک جامعه می فرمایند: بزرگترین هدیه‏اى که یک رهبر به ملتش مى‏تواند بدهد «ایمان به خود» است، یعنى آن ملت را به خودش مؤمن کند.
این جملات یادگارهایی ارزشمند ازاستاد بزرگوار شهید مطهری است.اما امروزه نیز هماند سابق کسانی می خواهند با عناوینی مثل اعتماد طرفینی ویا رفاقت وصمیمیت ویا مذاکرات دوستانه یا هرعنوان مضحک دیگه ای باب استسباع را باز کنند.
خودباختگی تفکری خطرناک است که اگر در کسی نفوذ کند تمام ابعاد زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد.
خودباختگی یعنی توجه نکردن به داشته های واقعی خودمان و شیفته داشته های کاذب دشمن شدن.
خودباختگی یعنی آن قدر مجذوب ومغلوب قدرت پوشالی دشمن شده که قدرت خودمان را فراموش کنیم و یا آن قدر خودمان را ضعیف بدانیم که دشمن از ضعف ما استفاده برده خودش را تقویت کند.
خودباختگی جنبه های مختلفی دارد درمسئولین به نوعی در افراد به نوع دیگر،درجامعه به شکلی ودرخانواده ها به شکلی دیگر نمود پیدا می کند..اما آنچه در این مختصر بحث می شود جنبه های خودباختگی در سبک ولوازم زندگی روزمره خودمان است.شاید بهترین تعبیر این باشد که خودباختگی همچون موریانه ای از اساس پایه های زندگی وتفکر ماراخراب کرده ستون های زندگی را ویران می کند.
موریانه ای که با نفوذ به اعماق فکری ما زمینه نابودی مارافراهم می کند.
یک سوال وتفکر ساده به آن نیاز است تا متوجه شرایط وواقعیات شویم:
چرا بعضی ها وقتی صحبت از کالای ایرانی می شود بلافاصله شروع می کنند مطرح کردن اشکالات و نقطه مقابل آن چنان از کالای خارجی حمایت می کنند که العیاذ بالله گویی این کالای خارجی ساخته دست معصومین است ؟!!!!!!!
این چیزی نیست جز همان استسباعی که برخی آن را اعتماد به خارج یا غرب می دانند.
چندی پیش در جایی نوشته بود از یک نوع خودروی گران قیمت خارجی که حدود ۶۰۰میلیون قیمت دارد سه بار در جاده های کشور تصادف کرده که دوبار آن هیچ کدام از ایربگ ها عمل نکرده است درحالیکه هشت ایربگ دارد.این درحالیست که فقط یک بار ایربگ خودروی ایرانی معیوب بوده است.حال ببینیم تبلیغات را که در مورد کدام یک منفی وکدام یک مثبت است!!!
آیا تا به حال از خودمان پرسیده ایم که نوع استفاده ما از خودروی ایرانی با خارجی چه تفاوت هایی دارد؟خودروی خارجی را فقط برای لحظاتی خاص با احتیاط کامل و مراقبت فراوان استفاده می کنیم اما خودروی ایرانی را بدون احتیاط در تمام جاده ها ومناطق استفاده می کنیم آیا مصرف ما با انتطارات ما هماهنگ است!!!!
درمورد گوشی موبایل معروفترین برندهای موبایل خارجی که اکثربازار گوشی های هوشمند در کشور را دارد بارها وبارها به مشکلات برخورد می کنندوعیب پیدا می کنند اما کافیست یک بار یک گوشی ایرانی معیوب شود تمام رسانه ها آن را درمعرض نمایش قرار می دهند.راستی مگر نه این است که اکثر گوشی های مصرفی مردم کشورمان ،خارجی و ترکیبی از چند برند معروف دنیا هستند پس چرا این قدر بازار تعمیرات موبایل داغ است؟اگر این ها خوب هستند ونیاز به تعمیر ندارند وخراب نمی شوند پس شلوغی بازار تعمیرات موبایل ازچیست؟
درمورد همه لوازم زندگی ما همین طوراست.چندی پیش نیز در شبکه بازار مستندی پخش می شد که درآن بازار پارچه فروشان را به نمایش گذاشته بود که فروشندگان اذعان می کردند پارچه های ایرانی به مراتب از نمونه های خارجی اش بهتر وارزان تر است اما مشتریان بدون توجه به این نکته ها صرف ایرانی نبودن وخارجی بودن سراغ این اجناس نمی روند.
وجالب این جاست که فروشنده اعتراف می کرد که گاهی اوقات مجبور است برای این که کالای باکیفیت ایرانی خود را بفروشد به اسم خارجی آن هارا به مشتری معرفی می کند.
آیا این چیزی جز استسباع است؟
خودباختگی تاحدی که هرگز راضی نمی شویم کمی تفکر کنیم و باخرید کالاهای تولید داخل به اقتصاد،اشتغال ودرنتیجه به فرهنگ واجتماع کشورمان کمک کنیم.
برنج باکیفیت وعالی ایرانی را به بهانه گرانی،موبایل وخودرو را به بهانه کیفیت،لوازم برقی را به بهانه ظاهر و برند ودیگراقلام را به بهانه های دیگر رها می کنیم درحالیکه شاید همه این ها برگشت به یک عامل دارد وآن هم استسباع است.
کمی تفکر لازم است تا بدانیم چه می کنیم!!!!!
تفکری که به برخی بگوید صنعت خودروسازی کشوری که حدود ۲۰ سال است با فشار زیاد تحریم وفشاردشمنان داخلی وخارجی راه اندازی شده است کجاقراردارد وصنعت خورویی که ۲۰۰سال است با دسترسی به همه امکانات واستعمارواستثمار کار می کند کجاست؟!!!                                                             فاین تذهبون؟!!!!!


  • مسعود ارحامی

۳ دیدگاه

  1. مصطفی احمددی

    باسلام خدمت دوست عزیز حاج آقای ارحامی
    نکته برداری شما از مطلب گرانبهای شهید مطهری به جا و جالب بود .
    فقط می بایست در صحت کلمات و برخی جمله بندی ها دقت بیشتری خرج شود.
    وفقکم الله
    ان شاءالله

  2. سلام تشکر از لطف شما سعی شده جملات شهید بزرگوار بدون تغییر آورده شودتاگویایی و لطافت خود رابیشتر بیان کند.

  3. سلام ارزش متفکر شهید محفوظ است ولی استسباع در عرب مسموع نیست

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.