توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / پژوهش و تحقیق / بررسی دیدگاه مذهب امامیه، پیرامون ولایت فقیه

بررسی دیدگاه مذهب امامیه، پیرامون ولایت فقیه

بر اساس آنچه که تا به اینجا بیان شد، ماهیت حکومت مشروع، اعمال حاکمیت الهی است. «منظور از حاکمیت خداوندی، بروز اراده خداوند به وسیله پیامبران و عقول و وجدان های سلیم در جوامع بشری و اجرای آن به وسیله خود انسان هاست.»[۱]

«حکم و فرمان، تنها از آن خداست.»[۲]

قرآن کریم مصدر حاکمیت و قانون گذاری را فقط برای خداوند متعال می داند.

حکم در این آیه و بر اساس مبانی اعتقادی، اعمّ از حکم تکوینی[۳] و حکم تشریعی می باشد.

حکم تشریعی به معنای وضع قوانین اعتباری برای هدایت انسان هاست که در مواردی و به إذن خداوند به غیر او نیز نسبت داده می شود.۱۰۱۲۳

منظور از قانون الهی «آن است که یا خود خداوند قانون را وضع ودر قرآن نازل کرده باشد،یا به پیامبر صل الله علیه و آله وسلم و امام معصوم  علیهم السلام اجازه وضع آن قانون را داده باشد و یا کسانی که از طرف پیامبر و امام معصوم علیهم السلام مأذون هستند مقرّرات مختلفی را در شرایط متغیّر وضع کنند.»[۴]

بنابراین صرف وجود قانون برای ایجاد بستری که محل جریان احکام باشد، کافی نیست. لذا دین مبین اسلام که آئینی جامع، کامل و جاودانه است، می بایست برای تحقق احکام خود در سطح جامعه برنامه داشته باشد.

«خدای سبحان در یکی از آیات قرآن کریم، هدف ارسال رسولان را چنین بیان می کند: «مردم (ابتدا) یک امت بودند، پس خداوند، پیامبران را مژده رسانان و بیم دهندگان فرستاد و همراه آنان کتابی به حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه بر سرش اختلاف داشتند داوری کنند.»[۵] در این کریمه، مسئله رفع اختلاف میان مردم، به عنوان هدف بعثت انبیاء مطرح شده است.

بنابراین اگر اسلام، نظارت و ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و دفاع دارد، اگر حدود و مقرّرات و قوانین اجتماعی و جامع دارد، این نشان می دهد که اسلام یک تشکیلات همه جانبه و یک حکومت است و تنها به مسئله اخلاق و عرفان و وظیفه فرد نسبت به خالق خود یا نسبت به انسان های دیگر، نپرداخته است.»[۶]

پس هیچ گاه، خداوند متعال به بیان احکام اکتفا نکرده و خواهان اجرای احکام، مقرّرات و حدود الهی در سطح جامعه است تا موجبات رستگاری و فلاح مسلمانان در بستری پاک و آماده، در تمام طول تاریخ فراهم شود.

«از آیات متعدد قرآن برمی آید که خداوند به برخی از انبیا افزون بر ابلاغ قانون الهی (شأن رسالت)، مسئولیت اجرای آن (شأن امامت) را نیز داده است. «پس نه، به پروردگارت سوگند، ایمان نیاورده اند مگر اینکه در اختلافی که دارند تو را داور کنند و آنگاه دلشان از حکمی که کرده ای ملالی نیابد و بی چون و چرا تسلیم شوند.»[۷]

«پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان مقدم تر است.»[۸]

«ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر (خدا) و پیشوایان (معصوم) خود را. و هرگاه در امری نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید. این (کار برای شما) بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است.»[۹]

قَضاء ، اولویت و اوامر لازم الاطاعه رسول اکرم  صل الله علیه و آله وسلم که در آیات مذکور آمده، بیان احکام نیست، بلکه مراد اوامر حکومتی پیامبر اکرم  صل الله علیه و آله وسلم است که از شأن امامت او برخواسته است. ضمن آنکه سیره عملی ایشان نیز همین مسئله را می نمایاند؛ مانند اوامر حضرت در جنگ و صلح، نصب افراد در سِمَت های فرماندهی، کسب اطلاعات از اوضاع دشمن و نامه نوشتن به قدرت های زمان و دعوت به اسلام.»[۱۰]

با این وجود، شأن رسولان و انبیای الهی به آنها این اجازه را می دهد تا با توجه به حق رهبری و زعامتی که خدای سبحان به آنها عطا کرده، جانشین و خلیفه بعد از خود را نصب کنند تا راه انبیا ادامه پیدا کرده و احکام خداوند متعال مربوط به زمانی خاص، نگردد.

پیامبر اسلام  صل الله علیه و آله وسلم در مراتب مختلف و متعدد، جانشینان بعد از خودشان را معرفی کرده اند. همان طور که در منابع تاریخی شیعه وسنّی ذکر شده است[۱۱]، امیرالمؤمنین علی علیه السلام جانشین، خلیفه و وصی بلافصل نبیّ مکرم اسلام  صل الله علیه و آله وسلم شناخته شده اند. روایت و شأن نزول بعضی از آیات قرآن کریم راهنمای این مطلب است.

برای نمونه به ذکر یک شاهد تاریخی، اکتفا می کنیم.

«بر اساس اعتقاد شیعه، مقصود از «اولی الامر» در آیه مذکور، همه حاکمان و صاحبان امر و فرمان نیستند. بلکه افراد خاص و مشخصی منظور هستند. دلیل شیعه بر این امر روایات معتبری است که از رسول خدا  صل الله علیه و آله وسلم در این زمینه وارد شده است که وقتی این آیه نازل شده، اصحاب آمدند و از آن حضرت در مورد «اولی الامر» سؤال کردند. مثلاً یکی از صحابی معروف پیامبر  صل الله علیه و آله وسلم جابر بن عبدالله انصاری است که نزد پیامبر  صل الله علیه و آله وسلم آمد و عرض کرد: «ای رسول خدا معنای «اطیعوا الله» را فهمیدیم، معنای «اطیعوا الرسول» را هم فهمیدیم اما معنای «اولی الامر منکم» را نمی دانیم. حضرت فرمودند: ««اولی الامر»، دوازده نفر از اوصیا و جانشینان من هستند که اولشان علی علیه السلام است» و بعد هم اسم همه ائمه علیهم السلام را پیامبر  صل الله علیه و آله وسلم برای مردم بیان کرد و شبیه این روایت حتی در بعضی از کتاب های برادران اهل تسنن نیز وجود دارد.[۱۲]

به هر حال به نظر شیعه مقصود از «اولی الامر» این دوازده نفر هستند که ویژگی همه اینها این است که معصوم هستند و آنها را نه پیامبر  صل الله علیه و آله وسلم، بلکه خود خداوند متعال برای خلافت و حکومت بعد از پیامبر  صل الله علیه و آله وسلم نصب فرموده و پیامبر اکرم  صل الله علیه و آله وسلم نقشی در نصب آنها نداشته بلکه تنها وظیفه و نقش آن حضرت در این زمینه، ابلاغ و رساندن دستور خداوند به مردم بوده است: «ای پیامبر، ابلاغ کن آنچه را که از جانب پروردگارت بر تو نازل گشته است و اگر این کار را انجام ندهی، امر رسالت را أدا نکرده ای.»[۱۳]

این آیه به اعتقاد شیعه در روز غدیر خم و در مورد ابلاغ خلافت حضرت علی علیه السلام نازل شده است که به روشنی دلالت دارد بر اینکه خلافت و جانشینی علی علیه السلام بعد از پیامبر  صل الله علیه و آله وسلم  به دستور و جعل خود خداوند بوده و پیامبر اکرم  صل الله علیه و آله وسلم در این زمینه تنها نقش واسطه را داشته که این امر و فرمان خداوند را به مردم برساند. در مورد یازده امام دیگر نیز مسئله به همین صورت است.»[۱۴]


  1. مبانی کلامی حکومت دینی، غفّار شاهدی، ص ۶۱ به نقل از محمدتقی جعفری در ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج ۹، ص ۲۲۷٫
  2. «إن الحُکمُ إلّا لِلهِ»: انعام، ۵۷٫
  3. برای توضیح بیشتر به کتاب ولایت فقیه از حبیب الله طاهری، ص ۲۷ مراجعه شود.
  4. نظریه سیاسی اسلام، محمدتقی مصباح یزدی، ج۱، ص ۱۱۱٫
  5. «کانَ النّاسُ اُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّریِنَ وَ مُنذِرِینَ وَ أنزَلَ مَعَهُمُ الکِتابَ بِالحَقِّ لِیَحکُمَ بَینَ الناسِ فِی مَا اختَلَفُوا فِیهِ…». بقره، ۲۱۳ .
  6. ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، عبد الله جوادی آملی، ص ۷۵٫
  7. «فَلا وَ ربِّکَ لا یُؤمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَینَهُم ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی اَنفُسِهِم حَرَجاً مِمَّا قَضَیتَ وَ یُسَلَّمُوا تَسلِیماً». نساء، ۶۵٫
  8. «النَّبِیُّ أولَی بِالمؤمِنِینَ مِن أنفُسِهِم». احزاب، ۶٫
  9. «یا أیُّها الذینَ آمَنوا أطیعوا اللهَ وَ الرَّسولَ وَ اولیِ الأمرِ مِنکُم فَإن تَنازَعتُم فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إلَی اللهِ وَ الرَّسولِ…». نساء، ۵۹٫
  10. مبانی کلامی حکومت دینی، غفار شاهدی، ص ۱۳۹٫
  11. جامع الاحادیث شیعه، سید حسین بروجردی، مقدمه / الاثبات الهداه، شیخ حر عاملی،ج۲، ص۲۵۳/ صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، ص ۱۴۸ و ۱۵۰، تذکره الخواص الامه، ابن جوزی، ص ۱۸۲
  12. نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه، محمدتقی مصباح یزدی ص۸۸، به نقل از کتاب شب های پیشاور اثر سلطان الواعظین شیرازی، ص ۹۷۵ الی ۹۹۷٫
  13. «یا ایُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ إلَیکَ مِن رَبِّکَ وَإن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ…» مائده، ۷۶ .
  14. نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه، محمدتقی مصباح یزدی، ص ۶۰ و ۶۱٫

۲ دیدگاه

  1. سلام سایت قابل تحسین و به روزی دارید تبریک می گم.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.