توجه * توجه

سایت در دست بازطراحی است

لطفا صبور باشید

خانه / حوزه موضوعات / جامعه / نفوس سالم ، جامعه سالم / بخش اول

نفوس سالم ، جامعه سالم / بخش اول


طلاب انقلابی

رضا رحمان نسب

قال علی ع : من عرف نفسه فقد انتهی الی غایه کل علم ومعرفه .

جامعه ی عاقل ؛    
علما در تقسیم عقل به عنوان یکی از قوای نفس انسان و بلکه مهم ترین قوه ی نفس عقل را در یک تقسیم بندی کلی به عقل عملی وعقل نظری تقسیم کرده اند و عقل نظری را مدرک ینبغی آن یعلم و عقل عملی را مدرک ینبغی آن یفعل دانسته اند .  این تقسیم بندی مشهور علماست . [۱]

اما یک تقسیم بندی غیر مشهور هم هست که ماخوذ از روایات بوده وبه نظر می رسد تقسیم بندی آصح نیز همین باشد و محل کلام ما در این مقام میباشد.  طبق این تقسیم بندی عقل نظری مدرک ینبغی آن یعلم و آن یفعل باهم میباشد.  یعنی آن چه شایسته دانستن و عمل کردن است را هر دو عقل نظری درک میکند و عقل عمل در مرحله بعد یعنی در مرحله عمل ظاهر میشود و  باعث عزم انسان برای انجام خیرات خواهد بود واگر جهل حاکم بر نفس انسان بود نتیجه عکس خواهد بود . [۲]

واین معنای فرمایش امام صادق خواهدبود که العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان . [۳] زیرا روشن است که علم نظری تنها انسان را به بهشت نمیبرد و به این مطلب  علی ع  اشاره کرده که رب عالم قد قتله جهله . [۴] ظاهر این کلام در ابتدا متناقض به نظر میرسد اما بامطالعه سایر روایات و درک مطلب مذکور آین مطلب روشن میشود . یعنی چه بسا عالمی که جهل عملی او عمل و نکردن وی به علمش باعث هلاکت میشود   برای مثال اگر کسی فهمید سم مهلک و آتش سوزان است و پایین سالم برای فرار داشت این شخص سالم واین خواهد بوداما اگر هر کدام از این دو بال انسان مجروح شد انسان زمین گیر میشود. 

بنابراین مثال  با یک تقسیم صناعی به چهار صورت میرسیم :

کسی که عقل نظری او سالم بوده مشکل علمی ندارد وعلم وعقل عملی او هم قوی و سالم است مفلح، یا  هر دو قوه ی او.مریض است فهو خاسر یا قوه ی علمی او سالم و قوه ی عقل عمل او مریض پس وی همان عالم متهتک است که هتک حرمت علم را نموده  که عزم عمل ندارد یا به عکس قوه ی عملی او قوی و گرفتار مشکلات نظری و علمی است که چنین شخصی جاهل متنسک خواهد بود.

اما سوال این جاست محرک عقل عمل چیست؟ 

یا عبارت صحیح تر آن چه باعث عزم انسان وحاکم شدن عقل عمل در وجود انسان  میشود چیست؟  زیرا روشن شد عقل نظری تنها پشتیبان عقل عمل است وطبق روایات مانند چراغ عمل میکند و بس .  اما آن چه ریسمان شهوت را از پای  نفس آدمی باز میکند یا به عکس پای عقل عمل را میبندد چیست؟  این نیرو همان چیزی است که در لسان روان شناسان  از آن تعبیر به حس میشود.

روانشناسان میگویند: حس حالت وکیفیت درونی  وروانی انسان راجع به عالم خارج از وجود خود و عامل دوری ونزدیکی وی با عالم خارج  است . [۵] به عبارت دیگر روان شناسان آن نیروی درونی را که در  ارتباط با پدیده های خارجی در انسان به وجود می آید را نیروی عاطفی گویند .  این نیرو از یک طرف متاثر ومعمول عوامل خارجی مانند محبت به شخص که عامل ایجاد عشق در اوست و از طرف دیگر علت فعالیت های شخص میشود مانند کینه که موجب دست زدن شخص به انتقام جویی میشود. 

البته ؛ برخی مانند غزالی از نفرت و مصداق های آن به انفعالات تعبیر کرده وان را در مقابل نیروی میل گذاشته اند که  مصداق اتم عاطفه میباشد وانفعالات را جزو عاطفه به شمار نیاورده اند . [۶] که این مطلب خارج از بما نحن فیه میباشد ووارد آن نمیشویم . 

پس اساسا انسان پیرو احساس درونی خود است    وبه وسیله احساس اقبال یا ادبار پیدا میکند . و این غیر   از ادراک قوه ی عقل نظری است و این احساسات را هر کسی بالوجدان در خود می یابد و اعمال خارجی هر کس تجلی احساسات اوست .  بنابر این  اگر احساسات صحیح که مطابق با حقایق درونی انسان و عالم خارج است  در  نفس انسان شکل گرفت عقل عمل انسان را پرواز داده  به بهشت می رساند واگر احساسات غلط که مطابق با فطرت نیست در انسان بود جهل پای پرواز نفس را می بندد مانع پرواز انسان خواهد شد .


  • رضا رحمان نسب
  1. آیت الله جعفر سبحانی الموجز فی اصول الفقیه ص ۱۴۷
  2. استاد جوادی آملی جلسات مبانی تفسیر
  3. بحار الانوار ج ۱ صفحه ۹۰ حدیث ۱۷
  4. نهج البلاغه حکمت۱۰۴
  5. انسان شناسی مرکز تحقیقات اسلامی
  6. اسلام و روان شناسی بخش عواطف محمد آل اسحاق

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.